زیزفون نام درختان پارکی در شهر کونیگسبرگ آلمان است که کانت هر روز عصر در ساعت معینی زیر آن قدم میزد. مجله زیزفون در بردارنده مقالاتی در حوزه فلسفه عمومی و همچنین تحلیلی بر اندیشه فیلسوفان مطرح جهان است.
هابرماس در سال ۱۹۷۶ مقاله ای نوشت با عنوان « پراگماتیک همگانی چیست ؟۱» این مقاله ی مهمی است، زیرا جهت گیری تازه ای در اندیشه ی هابرماس را نشان می دهد، که سرانجام منجر شد به نگارش کتاب ِ نظریه ی علمی ِ ارتباطی. او نشان داد که فلسفه ی مدرن زبان به این نتیجه رسیده است که بررسی زبان نمی تواند و نباید به تحلیل جنبه های واج شناسانه، نحوی و معناشناسانه ی جمله ها محدود بماند، بل باید سویه های پراگماتیک ِ آن ها را نیز مطرح کند. یعنی در حد زبان باقی نماند، بل از راه کنش گفتاری که سرل و پیش از او ویتگنشتاین مطرح کرده اند، بخث را تا حد سخن پیش ببرد. سخن ادراک متقابل و تفاهم زبانشناسانه «و صلاحیت زبانی» را نشان می دهد و راهگشای ادراک متقابل و تفاهم ارتباطی ِ «صلاحیت پراگماتیک» می شود .
جیوردانو برونو در سال ۱۵۹۲ پس از سالها دربدرى، بىاحتیاطى کرد و دعوت به ونیز را پذیرفت. در آنجا از او به دستگاه تفتیش عقاید (انکیزاسیون) شکایت بردند. برونو دستگیر و پس از چندى به دستگاه تفتیش عقاید رم تحویل داده شد. وى را پس از تحمل سالها زندان و شکنجه و از آنجا که حاضر به رویگردانى از عقایدش نشد، در سال ۱۶۰۰ در میدان اصلى شهر رم، به جرم ارتداد زنده در آتش سوزاندند. بدینسان، دانش جوان عصر جدید، در وجود جیوردانو برونو نخستین شهید خود را یافت. با اینکه محکومیت وى نه فقط به دلیل دیدگاههاى علمى، بلکه بیشتر دیدگاههاى تئولوژیک او بود، اما برونو به نماد پیشاهنگ آزادى اندیشه تبدیل شد. مرگ او داغ ننگى بود که هرگز از پیشانى تعصب دینى زدوده نشد.
متکلمان، امروز دیگر نه در باب اثبات وجود خدا، بلکه درباره کیفیت صفات او می اندیشند: اگر خدا هست، کیفیت وجود او چگونه است؟ اگر عدل می ورزد و قدرت بی کران دارد، پس حوادث شرورآمیز- که عدل و قدرت او را با پرسش روبه رو می کند- چه توجیهی در هستی شناسی و انسان شناسی الهی دارد؟ به این ترتیب مسأله شر خود را به عنوان کلیدی ترین مفهوم در کلام جدید و قدیم نشان می دهد. این مفهوم از سوی الهی دانان مسیحی به گونه ای توضیح داده شده است که سرانجام حرمت حریم الهی و صفاتش رعایت شود. مقاله حاضر این مفهوم را در اندیشه سنت آگوستین بررسی می کند.
ژان کالون را باید مهمترین رهبر و الاهیدانِ نهضت اصلاح دینی پس از لوتر دانست. کتاب مبادی دین مسیحی او مهمترین و بزرگترین اثر الاهیاتی در دورههای اولیه حیات نهضت اصلاح دینی است؛ کالون مهمترین رهبر کلیساهای اصلاحشده بود؛ او در شهر ژنو حکومتی مسیحی برپا کرد و رهبری آن را بر عهده گرفت. روایت کالون از الاهیات در بین پروتستانهای فرانسه، هلند و اسکاتلند مقبولیت و حاکمیت یافت و آیین کالونی حرکتی قوی و پرنیرو در انگلستان و قسمتهایی از آلمان و اروپای مرکزی بود. این مقاله سعی دارد تا تصویری خلاصه اما روشن و قابلفهم از اندیشههای اصلی کالون و جریانی که به آیین کالونی مشهور است ارائه کند.
«نومن» در فلسفه شوپنهاور اراده یا خواست است. او همانند کانت بر این باور است که درک انسان از جهان و آنچه در آن است، مقید به زمان و مکان است و بدون چنین قید و شرطی شناخت امکانپذیر نیست و شناخت تنها از طریق نسبتهای زمانی و مکانی و رابطه علت و معلولی حاصل میآید. شوپنهاور قلمرو مقید به نسبتهای زمانی و مکانی و رابطه علی و معلولی را قلمرو فنومنها و ذات این قلمرو را نومنها میداند. در فلسفه او این دوگانگی اگرچه حفظ شدهاست اما رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند. هیچ عینی نیست که یکسره جدا و گسیخته از دیگر چیزها بر ما نموده شود. یعنی تمامی بازنمودهای ذهن ما (عین) به صورتی با بازنمسودهای دیگر در پیوند است.
مرگ درد ندارد... ارتباط نهادین مرگ و زندگی درکی است که برای مدت هایی طولانی در شاخه هایی از علوم تجربی و به ویژه زیست شناسی سابقه داشته است. قطعی ترین امر درباره زندگی، مرگ است. با این وجود، شیوه های رنگارنگ انکار مرگ، الگوهای متنوع واژگونه ساختن معنای آن و روشهای هوشمندانه بازتفسیر و بازخوانی این رخداد طبیعی، چنان رواجی دارند که هر ذهن کنجکاوی را در رویارویی با این مفهوم دچار سردرگمی می سازند. گویا ابهامی که در مفهوم زندگی تنیده شده است، به مرگ نیز سرایت کرده باشد. مطلب حاضر با اشاره به سه نظریه (ازجمله نظریه فروید) در باب مرگ تنها به نقد آنها می پردازد.
فیلسوف پیر لهستانی درگذشت. لشک کولاکوفسکی پس از هشتادویک سال رفتوآمد میان مارکسیسم-لنینیسم، ریویزیونیسم، کانسرواتیسم، لیبرالیسم و سوسیالیسم کیلومترها دور از زادگاه خویش از دنیا رفت. دنیایی که به او و نسل او سخت گرفته بود؛ دو جنگ جهانی، سالهای طاقتفرسای جنگ سرد، سوسیالیسم واقعاً موجود و نهایتاً هژمونی مطلق و تکقطبی ایالات متحده را به ساکنان کره زمین تحمیل کرده بود و آوارگی و مهاجرت را تقدیر ناگزیر روشنفکران و مردمان عادی. نصیب کولاکوفسکی هم در این میان بیش از ۲۰ سال دوری از وطن بود.
یکی از نخستین جریانهایی که تأثیری مهم بر اندیشه محافظهکاری در غرب داشت، جنبش موسوم به ضدروشنگری بود. طرفداران این جنبش که اندیشمندان و فیلسوفان گوناگونی را در بر میگرفتند بر ایدههای بنیادین روشنگری مبنی بر پیشرفت و امید انسان به آیندهای بهتر برپایه عقل محاسبهگر تردید روا میداشتند.
افلاطون در سال ۴۲۷ پیش از میلاد در آتن زاده شد و در سال ۳۴۷ در همانجا چشم از جهان فروبست. وی از خانوادهای ممتاز و اشرافی بود. در آغاز به هنر شعر روی آورد. در نوجوانی از کلاسهای درس همواره پر از شاگرد سوفیستهایی چون گورگیاس و پروتاگوراس دیدن کرد و خیلی زود به سیاست علاقمند شد. خود او بعدها گفته بود که تصمیم داشتم به محض یافتن استقلال شخصی، وارد عالم سیاست شوم و در مدیریت دولت نقشی بر عهده گیرم.
سخن ازفلسفه پست مدرن، بنیانها و همچنین شالوده اینگونه ازتفکر است. مقوله ای که همپای شاکله سایر نحله های فلسفی که امروزه مطمح نظر خود را، انسان و مفاهیم پیرامون آن قرار داده اند، رخ می نمایاند. انسان در تفکر پست مدرن، سیاست، پست مدرنیته، هنر پست مدرن، ادبیات پست مدرن، جهان ارتباطات و دنیای پست مدرن و .... .