بیش از چهار قرن از وقوع نقطه عطفی بزرگ و شگرف در تاریخ اندیشه فلسفی ایران می گذرد و هنوز، آن چنان که شایسته و بـایستــه اسـت، تحقیقات جدی درباره عظمت گستره آن صورت نگرفته است. اساسا قرن یازدهم هجری، برابر با قرن هفدهم میلادی، نقطه عطفی در تاریخ اندیشه بشر است. در این مقطع تاریخی، تنها در غرب نبود که اندیشه بشری دستخوش تحولات عمیق و شگرف شد، بلکه در این سوی عالم نیز چنین تحول فکری ای رخ داده است. در هر دو عرصه شاهد وقوع انقلاب معرفتی هستیم. آغازگر این انقلاب در غرب، رنه دکارت (۱۵۹۶ـ ۱۶۵۰میلادی) است. او توانست بنیادی از معرفت را پایه گذاری کند که اندیشه غربی، از آن پس بر آن تکیه زده است اما در این سوی عالم، حکیمی پایه گذار بنیاد جدید اندیشه دینی و فکر فلسفی شد. آن حکیم متاله، صدرالدین محمد شیرازی (۹۷۹ هجری قمری/ ۱۵۷۱ میلادی - ۱۰۵۰ هجری قمری/ ۱۶۴۰میلادی) معروف به ملاصدراست. ادامه مطلب
اندیشههای روسو در زمینههای سیاسی، ادبی و تربیتی، تأثیر بزرگی بر معاصران گذاشت. نقش فکری او که سالها در پاریس عمر سپری کرد، به عنوان یکی از راهگشایان آرمانهای انقلاب کبیر فرانسه قابل انکار نیست. اگر چه روسو، از نخستین روشنگرانی است که مفهوم حقوق بشر را بطور مشخص به کار گرفت، اما نزد او از این مفهوم تنها میتوان به معنایی ویژه و محدود سخن به میان آورد. در مجموع باید گفت که وی رادیکالتر از هابس و جان لاک و شارل دو مونتسکیو میاندیشید. شاید به همین دلیل است که برخی از پژوهشگران تاریخ اندیشه، وی را اساساً در تداوم سنت فکری عصر روشنگری نمیدانند، بلکه اندیشه او را بیشتر در نقد فلسفه روشنگری ارزیابی میکنند. ادامه مطلب
در جوامعی که در حال گذار به سوی صنعتی شدن می باشند به مرور و با توسعه و صنعتی شدن بیشتر بیکاری و ورشکستگی دایمی اقشار خرده پا افزایش یافته و گرایش به تشدید بدبختی و فلاکت کارگرانی که تا پیش از این هر کدام به حرفه ای مشغول بودند به پیدایش «لمپن ها» می انجامد. لومپن پرولتاریا به دلیل وضع خاص اقتصادی و فقر فرهنگی معمولاً بازیچه دست بازیگران مختلف سیاسی و به عنوان سیاهی لشگر جریان هایی نظیر فاشیسم و امثال آن قرار می گیرد. به عنوان مثال مارکس شکل گیری بناپارتیسم (bonapartism) را نوعی اتحاد فرصت طلبانه و عوام گرایانه بخشی از بورژوازی و لمپن پرولتاریا معرفی می کند که برای کسب قدرت و مشروعیت خود در جلب آراء و افکار عمومی از این گروه بهره گرفت. ادامه مطلب
کتاب "جنبش های اجتماعی و دمکراتیزاسیون" که به کوشش دکتر سعید مدنی قهفرخی و با همکاری جمعی از علاقمندان به مباحث مرتبط با جنبش های اجتماعی ترجمه و تدوین شده ، ذهن خلاق خوانندگان محترم را به پرسشگری نقادانه درباره جنبشهای اجتماعی دعوت میکند. ادامه مطلب
در تاریخ ۲۱ آوریل ۱۹۳۳ یعنی درست سه ماه پس از به قدرت رسیدن حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان پروفسور هایدگر بهعنوان رئیس دانشگاه فرایبورگ انتخاب شد. امروزه هرکس از خود میپرسد که آیا گرایش سیاسی هایدگر با فلسفه او مرتبط است یا بحث سیاسی را نباید با دیدگاههای فلسفی خلط نمود؟ این پرسشی است که ذهن دوست و دشمن را به خود مشغول داشته است. روزی ریچارد رورتی قبل از مرگش گفته بود که ارتباطی تنگاتنگ میان سیاست و فلسفه وجود دارد و اضافه نمود که هایدگر در زندگی سیاسی خود جانب اخلاق و فضیلت را نگرفت. ادامه مطلب
ویکتور خارا هنرمند متعهدی است، نه از حیث نگاه جاری جهانی که هنرمند متعهد را وابسته به نهاد قدرت تلقی میکند. تعهد هنری دقیقا آنجایی معنا مییابد که منادی دردهای تودههای گسترده حاشیهای باشد. هنر متعهد اولین خدمت را به خود هنر از حیث جایگاه شناختی هنر میکند. تولید هنری برای اینکه از صرف هویت کالایی در بازار هنری (که خود این بازاریبودن و ویترینیشدن اولین ردیه بر ذاتگرایی هنر برای هنر است) خلاصی یابد و تا حدودی فراتر از ابژه کالایی تغییر وضع دهد، باید بتواند حایز حیثیتی فراتر از پر کردن اوقاتفراغت و گوشه خلوت شود. چنین تولیدی است که قادر خواهد بود جدای از خالق خود، بهصورت یک سوژه عرضاندام کند. تولید هنری در حوزه هنر متعهد، جدای از ویژگیهای تولیدات هنری پارناسین، در کنار زیبایی، نوعی برانگیزانندگی و آگاهیبخشی دربر دارد که تولید هنری را اگر نه تا حد یک کنشگر دایمی، در حدود یک سوژه آگاهیبخش ارتقا میدهد. بر این اساس است که چنین تولیداتی از گستره مطالعات زیباییشناختی و صرف هن... ادامه مطلب
اگر بر این باور باشیم که «جنگ» ساخته عینی و بالفعل بشر بوده و از طریق تمایلات و ویژگیهای ذاتی انسان به دست آمده است، درمییابیم که برای آرامش بقا به واژهای متضاد نیاز داریم تا آن را به آرمان تبدیل کنیم و آرمان نیز، امید بقای عمر خواهد بود. چه بسا واژه صلح را خواهیم ساخت. اما اگر از منظر سینما به این واژگان بنگریم، خواهیم دید که فیلمسازانی بوده و هستند که به درستی حتی، پیدایش مفاهیم به دست بشر را ساخته و مورد بررسی قرار دادهاند. برای مثال در فیلمی ساخته استنلی کوبریک، «۲۰۰۱: یک اودیسه فضایی» در ابتدای فیلم شاهد موجودات شبه انسانی هستیم که برای ادامه بقای خود دست و پا میزنند و در برهوت ناکجاآبادی، به فعالیتشان که زیستحیوانی است مشغولاند. این موجودات کمکم با راهکار کشتن و از بین بردن یکدیگر به مسأله جنگ پی میبرند. ادامه مطلب
ناتالی ساروت خالق آثاری چون: چهره یک بیگانه، مارترو، عصر بدگمانی، افلاک نما، بین زندگی و مرگ و نمایشنامه های: سکوت، دروغ، ایسما، بخاطر یک بله یا یک نه در ۱۸ ژوییه ۱۹۰۰ در روسیه به دنیا آمد و دو سال بعد، پس از جدایی پدر و مادرش مقیم فرانسه شد. در سال ۱۹۲۵ با ریموند ساروت در دانشکده آشنا شد که به ادعای خودش بهترین و اولین خواننده همیشگی آثارش بوده، کسی که مفهوم تراوشات قلمی او را چنان که بایست در می یافت. ساروت از پیشگامان رمان نو بود. البته بعضی معتقدند چیزی به نام رمان نو به خودی خود وجود نداشته، بلکه این نام نتیجه هیاهویی بوده که عده یی روزنامه نگار و منتقد ایجاد کرده بودند. ادامه مطلب
واقعیت این است که موضوع مورد مطالعه جامعهشناسی، موضوعی فیزیکی یا مادی نیست که بتوان با یکسری قوانین ثابت و از قبل تعیینشده آن را درک کرد و سنجید؛ ما در این علم با واقعیتهایی رو به رو هستیم که با توجه به فرهنگ هر کشور، شکل خاصی را به خود میگیرد. برای همین، متد جامعهشناسی با دیگر علوم کاملاً متفاوت است و برای شناخت هر مسألهای از دید جامعهشناسی، باید به قوانینی که در درون فرهنگها بهصورت خاص توزیع میشود، توجه کرد. حال در پاسخ به افرادی که معتقدند ما «جامعهشناسی ایرانی» نداریم چرا که نتوانستهایم در این زمینه نظریهای کلان و ملی ارائه کنیم و باید فلسفه در این زمینه برای جامعهشناسی راهگشا باشد، باید گفت که نظریه جامعهشناسی مجموعه نظام یافته از مفاهیم است و عمدتاً ممکن است این نظریهها بعد فلسفی هم داشته باشند اما این به معنای ارجحیت فلسفه بر جامعهشناسی نیست هر چند که نظریهپردازان جامعهشناسی دارای تربیت فلسفی هم بودند و از ریشههای فلسفی هم کمک گرفتهاند. ادامه مطلب
شاید هیچ مستشرقی به اندازه هانری کربن در نقد شرق شناسی نکوشیده باشد. حقیقت این است که کربن یک شرق شناس نبود بلکه مستشرق به معنی اشراقی کلمه بود. کربن از چشم اندازی فراتر از پژوهش های تحقیقی به مسئله نگاه می کند. از نظر او انحرافی که در معرفت شناسیِ غربی در طی سالیان متمادی رخ داده است، باعث گردیده حقیقت را چیزی جز آنچه می پندارند ندانند. از سوی دیگر کربن اعتقاد دارد که نظریه تعطیل مبتنی بر خردگرایی دوره روشنگری است، و گرفتار خردی که هر چیزی منافی با عقل تجربی و استدلالی را به کنار می نهد. بنابراین کربن تأکید می کند که «باید هرگونه پیش داوری خردگرایانه را ... به کنار نهیم». ادامه مطلب