کامو در عین آنکه تأکیدی چند باره بر پوچی و یکنواختی عالم دارد زندگی را بهتر از مرگ برمی شمارد. وی با تأسی به واقعیت های زمان خویش معتقد است که ایدئولوژی های سیاسی منتج به بی عدالتی و قربانی نمودن انسانهای دیگر جهت تضمین راحتی سردمداران این ایدئولوژهای مغرورانه و مزورانه خواهد شد. وی با بدبینی ژرف به رویکردهای سیاسی نگریسته وبه ترغیب سرکشی و یاغی گری در مقابل آن می پردازد. تسکین آلام بشری، اصلاح عدالت، جستجوی ارزشهای نسبی تنها در قالب سرکشی و گسیختن رشته های مزورانه آن است.کامو همچنین به تقبیح قربانی نمودن انسان های موجود جهت نیل به مدینه فاضله و حتی نجات اخروی می پردازد. اندیشه کامو با آنکه در پی رونمایی از دریچه های امیدباوری و تحکیم و تنویر جایگاه انسان در جهان است به نوعی تسلسل وار به بازگشایی دروازه های پوچی و نا امیدی به صحن حیات بشری منتج می گردد. ادامه مطلب
چه قلم ها که در راه هدایت ستیزی و هدایت شناسی فرسوده نشد ولی ای کاش خودکشی او (که نه توجیه پذیر باشد) همچنانکه مسبوق است، دستاویز قرار نمی گرفت و نگیرد و یکبار هم که شده کنهِ نوشته هایش در بوتۀ آزمایش واقعی برای قیاس او با نه به اصطلاح رقبای وطنی اش، بلکه با آثار نویسنده های فرا ملّی هم عصرش(مثلا رمانهای پس از باران و فاحشه خانه ها تعطیل است از ارنست همینگوی، مسخ کافکا، بیگانه آلبر کامو و …) قرار گیرد و آثارش نه در باب دین ستیزی و دین گریزی و بیهوده فرسایی در مثلاً روانکاوی کمبودهای روانی و عقده های اجتماعی اش (که با توجه به موقعیّت او در خانواده ای از عالی منصبان قضایی، مالی و نظامی و رفت و آمدهایش با خانواده های سرشناس فرانسوی، داشتن کمبود اجتماعی، روانی و جنسی را برایش دور از ذهن نموده و بیشتر دستاویز مغرضان هدایت ستیز بوده است.) بلکه در تحریف واقعیّات در پی شاید فهم حقایق (که به نظر ناممکن برسد) که مانیفست خود صادق خان نیز بوده است نقد شود. ادامه مطلب
تولستوی در نوشتههای غیرداستانی خود همچون در رساله «گام نخست» به یکی از موضوعهایی که پرداخته «زندگی خوب» است. تولستوی بر این باور است که بسیاری گامهای نخست زندگی خوب را برنمیدارند و با تلاش برای رسیدن به گامهای بعدی که برای خود تعریف میکنند امکان دسترسی به زندگی خوب را از بین میبرند. تولستوی گام اول را آموختن «خویشتنداری» معرفی میکند. تولستوی در مقابل افرادی قرار میگیرد که زندگی خوب را زندگی پر از تجمل و تنپروری و پرخوری میدانند. این افراد با وجود تجمل، تنپروری و پرخوری به دنبال آرمانهایی مانند «عدالت» و «آزادی» هستند؛ چرا که باور دارند زندگی خوب در سایه رسیدن به این آرمانها تعریف میشود. ولی تولستوی بر این باور است که از آنجایی که گام اول را که «خویشتنداری» است طی نکردهاند، رسیدن به این آرمانها که گامهای بعدی هستند، ممکن نخواهد بود. ادامه مطلب
چارچوب اخلاقی نولیبرالیسم بهشدت متاثر از سنتهای محافظهکارانه جوامع غربی است. در لیبرالیسم کلاسیک نیز این آموزههای اخلاقی مشاهده میشد؛ اما در زمان خود نقشی مترقی در فرارفتن از قیدوبندهای دولتهای استبدادی وقت و آریستوکراسی موجود داشت. خواه در آثار اسمیت مانند «نظریه احساسات اخلاقی» و «ثروت ملل» و خواه در آثار معاصران فیزیوکرات وی به طور تلویحی و گاه به صراحت شاهد وجود یک گرایش محافظهکارانه متافیزیکی هستیم. آدام اسمیت وقتی از «دست نامرئی» سخن میگفت به صورت تلویحی نماد و نشانهای متافیزیکی را در نظر داشت؛ همچنان که فرانسوا کنه نیز بهطور مشخص اشاره میکرد که این «باریتعالی» است که خاستگاه اصل هماهنگی اقتصادی است. اما اگر به نولیبرالیسم، یعنی لیبرالیسم مبتنی بر اقتصاد نوکلاسیک، بازگردیم و نمایندگان آن را در نظر بگیریم، فونهایک پدر فکری نسل جدید لیبرالها تلقی میشود. وی نیز به لحاظ موضع اخلاقی جایگاهی کاملا محافظهکار و سنتی دارد. موضع محافظهکارانه وی به تفکرات ادموند برک فیلسوف ان... ادامه مطلب
میشل فوکو بر این باور است که هر چقدر جامعه منظم تر می شود، فرد در ابعاد بیشتری ساختار می یابد و لذا آزادی اش محدودتر می شود و گسست این بندها سخت تر می نماید. شاید تنها عشق و در نظر فوکو جنون قادر باشد بر این ساختارهای سفت و سخت حاکم بر جامعه بشورد و انسان آزاد و واقعی را برای مدتی کوتاه به نمایش گذارد. در جوامع ساختارمند، خودِ نظام و ساختار، کنترل جامعه و افرادش را به عهده می گیرد و رویکردهای جامعه را تعیین می کند. انسان ها «عامل کلیِ دگرگونی ها نیستند» .وی در پی حذفِ انسان در تحلیل ها بر می آید و تنها فرایندهای کلی تر یعنی گفتمان در دیرینه شناسی و روابط قدرت و دانش در تبارشناسی را مورد کنکاش و جستجو قرار می دهد. وی سوژه را ساخته گفتمان یا روابط قدرت حاکم بر زمانه می داند نه سازنده آنها. افراد صرفاً کارگزاران و بازیگرانی هستند که افکار جامعه در زبانشان جاری است. «از دیدگاه تبار شناس هیچ ذهن شناساگر فردی یا جمعی وجود ندارد که تاریخ را به حرکت در آورد». فوکو میگوید مطالعه ت... ادامه مطلب
سووشون روایتگر قسمتی از زندگی زری و یوسف، در هنگامه ای است که کشور ایران در بحبوحهی جنگ جهانی اول توسط نیرویهای متفقین اشغال شده است. یوسف، خان زادهی از فرنگ بازگشتهای که به واسطه تحصیل در غرب، دید وسیعی نسبت به مسایل اجتماعی دارد و به همین مناسبت، رفتار متفاوتی را با رعیت در پیش گرفته و در نتیجه از مقبولیت مناسبی بین آنها برخوردار است. زری، که او نیز به واسطه تحصیل در دبیرستان انگلیسیها، علاوه بر آشنایی کاملی که با زبان انگلیسی پیدا کرده، آشنایی مختصری نیز با ادبیات غرب به دست آورده و به واسطه ازدواج با جوان روشنفکری چون یوسف و قرار گرفتن در فضای ارتباطهای اجتماعی اطراف وی، دیگر نقش سنتی زن ایرانی را بر عهده ندارد و از آن فاصله گرفته. به این دو بازیگر اصلی رمان لازم است ابوالقاسم خان و خانم فاطمه برادر و خواهر یوسف و همچنین عزت الدوله، زن پرنفوذی که اکنون در هیبت یک خلافکار تمام عیار روزگار میگذارند را به عنوان شخصیتهای اصلی اضافه کرد. ادامه مطلب
همۀ ما «بینوایان» را با حسی نوستالژیک دوست داریم و گویی نمیتوانیم چهرۀ کوزت را، که با لباسهایی مندرس مقابل عروسک مورد علاقهاش ایستاده است، فراموش کنیم. هیچ کس ژان والژان، و ژاور و خانوادۀ تناردیه را فراموش نمیکند و حتی گاه کسی که را مدام در حال کار و تلاش است و سختی میکشد کوزت مینامد. دختران بدجنس تناردیه با قیافههای زشت و لوسشان همیشه در خاطرمان است، یادمان نمیرود که ژان والژان فقط به جرم دزدیدن یک نان نوزده سال از عمرش را در زندان سپری کرد. پس از گذر زمانی طولانی هنوز هم بینوایان برای همه زنده است و در خاطرها ماندگار؛ گویی گذر زمان نتوانسته است از اهمیت و ماندگاری آن در ذهن مردم جهان بکاهد. ادامه مطلب
جامعه شناسی معرفت از جمله زیرشاخه های علم جامعه شناسی است که به سرعت رشد و توسعه روزافزون یافته است. این علم، به بررسی نحوه ارتباط «معرفت» بشری با واقعیات اجتمامی می پردازد. این مقاله که به بررسی جامعه شناسی معرفت ماکس وبر اختصاص دارد، درصدد پاسخ به چگونگی ارتباط و تأثیر ارزش های مخلوق جامعه بر دانش طبیعی، اجتماعی و تاریخی و نیز تأثیر واقعیات اجتماعی بر دین و سرانجام تأثیر بروکراسی بر نظام آموزش است. با هم این مقاله را پی می گیریم. ادامه مطلب
بقای هر جامعه ای به نظم و ثبات بستگی دارد و برای ایجاد نظم و تنظیم روابط میان اعضای جامعه، باید دو کار مهم صورت گیرد؛ کار اول «حصول اطمینان از اینکه کارهای حیاتی جامعه انجام می گیرد»، کار دوم «پیشگیری از اختلالها و آشفتگی هایی که ممکن است به سببت کشمشکهای درونی جامعه در زندگی اجتماعی پدید آید.» انجام این دو کار مهم و اساسی، از طریق مکانیسم «کنترل اجتماعی» صورت می پذیرد که در این مکانیسم، نظم جامعه، بر اساس تشویق رفتارهای مطلوب و تنبیه رفتارهای نامطلوب سازمان داده می شود. در این نوشتار سعی داریم به مقوله «کنترل اجتماعی» بپردازیم. ادامه مطلب
پروفسور پل گایر، کانتشناس برجستهی آمریکایی، در مقدمهی کتاب خود دربارهی فلسفۀ کانت به طرح این مسأله میپردازد که چگونه کانت از یکسو میان برداشت موجبیت علیباورانهی خود از طبیعت و قوانین آن و اختیار که مقتضای غیرقابل انکار اخلاق است، جمع میکند. به نظر وی یکی از مهمترین اهداف نقد سوم کانت، یعنی نقد قوهی حکم، به دستدادن مبنایی برای گشودن این مسأله است. آنچه در زیر میخوانید ترجمهی بخشی از این مقدمه است. ادامه مطلب