«The Righteous Mind» یا «ذهن نیکوکار» کتاب مهمی از جاناتان هایت، روانشناس اجتماعی و استاد روانشناسی اخلاقی در دانشگاه نیویورک و هاروارد است که نکات بسیار مهمی را درباره محدودیتهای استدلالی بشر عنوان میکند. یکی از نکات بسیار جالب در بحثهای هایت در این کتاب، تلاش او برای رد بحث و نظریه اصلی افلاطون در آغاز «جمهوری» است، جایی که افلاطون سعی میکند نشان دهد چرا یک زندگی منصفانه (اخلاقا خوب) بهتر از یک زندگی غیرمنصفانه (غیراخلاقی) است. ادامه مطلب
دربارهی آرای زیبایی شناسانهی بنیامین علیرغم گستردگی موضوعی باید اشاره کرد وی دربارهی بسیاری از ژانرهای هنری صرفن از زاویهی تحلیل مفهومی و بازنمایی وضعیت سیاسی و تاریخی آثار خاصی سخن رانده _ مثلاً آنچه دربارهی نقاشی پل کله در “تزهایی دربارهی مفهوم تاریخ “ میگوید _ دربارهی موسیقی به ندرت اظهار نظر کرده اما یک مشخصهی بسیار دقیق داوریهای بنیامین این است که با تبیینِ مفهومی خویش از تکنیک و فرمِ اثر هنری به شکل عام و نیز تحلیل ویژگی هایِ تاریخی بسط یافتن علم و تکنولوژی و تاثیر آنها بر کارکرد آثار هنری، یک دستگاه داوری زیبایی شناسانهای را در اختیار ما میگذارد که به طریق آن میتوان دربارهی بسیاری از ژانرهای هنری قضاوت هایی دست کم از نظر زیبایی شناسیِ سیاسی و تاریخی بر آثارِ آن گونه داشته باشیم . ادامه مطلب
نخستین باری که خود واژه «سانسور» در تاریخ ادبیات نوشتاری استفاده و ثبت شده به متون بر جا مانده از سال ۴۴۳ میلادی برمی گردد. از آن به بعد و از روزی که صنعت چاپ، حتی در ابتدایی ترین نمونه اش روی کار آمد سانسور روزنامه ها و سپس کتابخانه ها نیز شکل گرفت و تا امروز ادامه دارد و حتی در کشورهای صنعتی و مدعی آزادی بیان هم نمونه هایی از سانسور آثار ادبی دیده می شود که در این نوشته می کوشم خلاصه ای از این نمونه ها و آثار را بررسی کنم. اما پیش از آن بهتر است هدف از سانسور را بررسی کنیم. ادامه مطلب
شایسته سالاری(Meritocracy) به بیان ساده می تواند تعبیری از ایدولوژی "آنهایی که شایسته اند , موفق می شوند وآنها یی که موفق می شوند , شایسته اند.!" باشد. سابقه تاریخی چنین رویکردی را در اروپا(بعد از عصر روشنگری) میتوان در تفکرات فیلسوف بریتانیایی "جان استوارت میل" یافت. او که از طرفدارن سرسخت شاینده سالاری بود حتی معتقد بود : افراد تحصیلکرده می توانند امتیاز رای بیشتری نسبت به تحصیل نکرده ها داشته باشند.! ادامه مطلب
ادبیات بازتاب احساسات و نگرش های افرادی است که خواسته یا ناخواسته، درونی ترین باورهای خود را در زبانشان جاری کرده اند. از جمله درونیاتی که در بیشتر آثار ادبی می توان دریافت، اشاره به کودک و کودکی است که در واقع به نوعی تجربه ی بازگشت به کودکی را در شاعران و نویسندگان نشان می دهد. سخن از کودکان، بازی ها و عوالم کودکانه از همان آغاز شعر پارسی در اشعار شاعران وجود داشته و گاه و بی گاه به آنها اشاره شده است. در میان شاعران معاصر نیز پروین اعتصامی و فروغ فرخزاد به دنیای کودکان دیروز اشاره هایی داشته اند که زنانه بودن اشعار و به ویژه مادرانه بودن آنها، لطافت فضای شعری شان را دوچندان کرده است. در این مقاله سعی نمودیم که اشاره های آنها به کودکان و دنیای کودکانه شان را بررسی کنیم، تفاوتها و تشابهات دیدگاه آنها، جایگاه مخاطب در اشعار آنها و نیز تفاوت دنیای آنان با دنیای کودکان امروز را بازگو نماییم. ادامه مطلب
سالوادور فلیپه ژاسینتو دالی دومنک در ۱۱ مه سال ۱۹۰۴ میلادی در شهر فیگوئرس (به اسپانیایی: Figueras) در منطقه کاتالونیای اسپانیا نزدیک به مرز فرانسه به دنیا آمد. برادر بزرگتر دالی بهنام سالوادور (زادهٔ ۱۲ اکتبر سال ۱۹۰۱ میلادی)، ۹ ماه قبل از تولد وی به دلیل بیماری التهاب روده و معده در اول اوت ۱۹۰۳ از دنیا رفت. پدرش، «سالوادور دالی ای کاسی» وکیل و دفترداری از طبقه متوسط بود که قوانین و انضباط سختگیرانهاش در خانه توسط همسرش ملایم شده بود و در حقیقت، «فلیپا دومنک فریس» مادر دالی تنها کسی بود که تلاشها و زحمات هنری پسرش را تشویق میکرد. والدین دالی هنگامی که پسرشان پنج سال بیشتر نداشت وی را سر قبر برادرش بردند و به او گفتند که روح برادرش در جسم او حلول کردهاست که وی آن را باور کرد. دالی در مورد برادرش گفتهبود: «(ما) شبیه به یکدیگریم مانند دو قطره آب، اما بازتابی متفاوت داریم. او احتمالا اولین نسخه من بود اما بیش از حد در کمال تصور شد.» ادامه مطلب
تئاتر در روم باستان، به نمایش هایی در روم اشاره میکند که در عهد عتیق (بین قرون ۷ و ۸ قبل از میلاد تا سال های ۳۰۰-۶۰۰ بعد از میلاد) اجرا می شده است واین نمایش ها، ریشه در مراسم و آیین های مذهبی وعلی الخصوص ریشه در نمایش های یونانی دارد.در مقایسه ای بین تئاتر روم و تئاتر یونان، بهراحتی می توان گفت که نمایش در روم، کمتر تحت تاثیر «مذهب» قرار داشت. همچنین رومی ها بیشتر به زیبایی های ظاهری اهمیت میدادند. جنگ و نزاع یکی از رایج ترین اجراها بر روی صحنه بود، بر خلاف یونانیان که دیالوگ های کمتری داشتند یا گفتگوها بسیار تکرار می شد. بازیگران نوعی سمبل را در بازی هایشان گسترش دادند که مخاطب تنها با نگاه کردن به بازیگر، نوع شخصیت او راتشخیص دهند. ادامه مطلب
تا سالهای منتهی به قرن بیستم، سخن گفتن از همنشینی «ادبیات» و «صلح» موضوعی بیربط و خندهدار بود، چراکه در دهههای منتهی به این تاریخ، ادبیات یا مبارزه میکرد یا کرنش! به باور اغلب نظریهپردازان ادبی آن دوران نیز مفهوم آزادی در ادبیات به هیچ عنوان برابر صلح نبود، هر چند تاریخ ادبیات راوی آثاری چون «جنگ و صلح»، «وداع با اسلحه» و «زنگها برای که به صدا در میآیند» بوده باشد. شارحان نامآور ادبیات، از منظر پدیدارشناسی ادبیات را پدیدهای لذتبخش میدانند و لذت را بر مبنای واکنشهای فیزیولوژیکی امری خشن میخوانند. نیچه در کتاب مشهور خود، «غروب بتها» مینویسد: «اگر قرار است هنری در کار باشد، اگر قرار است اثر یا نگاه زیباییشناسی وجود داشته باشد، یک پیش شرط فیزیولوژیکی ضروری است و آن هم شور است؛ معنای این واژه بهطور قطع از خویش به درآمدن و به عرصهای دیگر وارد شدن است.» ادامه مطلب
به ویلیام جیمز در ایران نسبت به دیگر اندیشمندان همدوره و همسطحش - چه از نظر معرفی اندیشههای او در دانشگاهها و چه از نظر ترجمه آثارش- کمتر پرداخته شده است. اما وی در تاریخ اندیشه غرب و سیر تحول اندیشه در دنیا فرد بسیار موثری بوده است. بسیاری جیمز را بینشورترین و اندیشمندترین روانشناس و فیلسوف آمریکایی و یکی از سه پراگماتیست بزرگ (چارلز ساندرز پرس و جان دیویی) میدانند. او استاد روانشناسی و فلسفه دانشگاه هاروارد بود و در روزگار خود به مشهورترین روانشناس و بعدها به نامآورترین فیلسوف آمریکایی تبدیل شد. ادامه مطلب
«کلمه کلاسیک معادل برتری تردیدناپذیر اثر، به آن مکتب ادبی گفته می شود که از ادبیات قدیم یونان و روم تقلید کرده است.»؛ ادبیاتی که از ماندگاری بالایی برخوردار، شایسته تدریس در کلاسها و قابل استفاده برای تربیت نسل جوان هستند. بنابر این به آثار برتری که با گذشت قرن ها اهمیت و ارزش خودشان را حفظ کنند و بتوانند افتخار ادبی و ملی کشوری محسوب شوند ،ادبیات کلاسیک می گویند. از همین روی می توان گفت نویسنده کلاسیک به نویسنده ای اطلاق می شود که آثار او از ماندگاری بالایی برخوردار و شایسته مطالعه در تمامی قرن ها باشد.مانند نویسندگانی چون لافونتن، مولیر،راسین،بوسوئه، لابرویر و مادام دولافایت و... را نام برد.اما اینکه نویسنده باید چه اصول و قواعدی را در متن خود در نظر داشته باشد تا بتواند به نگارش به شیوه کلاسیک نزدیک شود، بحثی است که امروز در حد این مقال و به صورت تیتروار به آن اشاره خواهیم کرد. ادامه مطلب