برایان مگی این پرسش را مورد بررسی قرار می دهد که آیا سبک نوشتاری در فلسفه اهمیت دارد؟ اگرچه تنی چند از فیلســوفان بزرگ نویسندگان ضعیــفی بودند، اما پیچیدگی متن نباید هرگز با فکری عمیــق و نکته یی حکیمانه برابر دانسته شود. لیکن حرفه یی کردن فلسفه و نیاز برای تاثیر گذاشتن بر دیگران روشن می کند که چرا بسیاری از فیلســـــوفان اکنون نـثـــرهای غیرقابل فهم می نویسند. ادامه مطلب
اغلب فیلسوفان راست می پندارند که آزادی و برابری چنان با یکدیگر ناسازگارند که دست یافتن به یکی رسیدن به دیگری را ناممکن می سازد. به باور آن ها هنگامی که آزادی و برابری بدین سان رویاروی هم قرار می گیرند، باید آزادی را بر برابری ترجیح داد. برخی فیلسوفان از این موضع گیری ابراز تأسف می کنند و برخی دیگر ایرادی در آن نمی بینند. بر عکس، اغلب فیلسوفان چپ عقیده دارند: اعم از اینکه هیچ تعارض واقعی میان برابری و آزادی نباشد، و یا اینکه چنین تعارضی بین آن ها موجود باشد، باید برابری را بر آزادی ترجیح داد؛ زیرا عدالت مستلزم برابری است و لزوماً بر دیگر ارزش های سیاسی برتری دارد. ادامه مطلب
در این جستار، نخست مروری خواهم داشت بر چگونگی شکلگیری و ساختار «حلقۀ زبانشناسی پراگ» یا «مکتب پراگ»، و سپس به دیدگاهها و نظریاتی بیشتر توجه خواهم کرد که در راستای – به تعبیر رومن یاکوبسون _ نقش زیبایی شناختی، نظریهپردازی کردهاند. ادامه مطلب
در علوم سیاسی اصولا یک پوپولیست بیش از آنکه به انتشار افکار خویش یا ارایه ابعاد راهبردی خویش در زمینه سیاست و نظایر آن بیاندیشد، تمایل دارد که چهره وی با تحریک احساسات درونی وبه شکل نمایشی در برابر توده های عظیمی از مردم به نمایش در آید و همین مسایل کافی است تا مقوله رسانه - آنگاه که در اختیارقدرت و معتقدان به باوری پوپولیستی قرار می گیرد به ابزاری قدرتمند برای گسترش موقتی ! این باور در آید اما باید دانست که علاوه بر انگیزه های سیاسی ،وجهه ای تجاری و سودجویانه نیز وجود دارد که شاید چندان هم سیاسی نباشد و در اینجاست که بیش از مفهوم سیاسی پوپولیسم مفهوم اجتماعی «مردم برانگیخته گی»یا تحت الشعاع قرار دادن آنی مردم موضوعیت می یابد. ادامه مطلب
اکنون شاید در حدود ۶۰۰ سال از زمان جهان ملک خاتون – شاعره ی قرن هشتم- می گذرد، به زنان شاعر پیش از او که کم و بیش اشعاری از آنها باقی مانده؛ از قبیل رابعه قزداری و مهستی گنجوی کاری نداریم، چرا که اگر در مقام مقایسه برآییم، شعرهای رابعه بسیار شورمند تر از شعر های اوست، و نیروی خیال هم در شعر مهستی قابل قیاس باجهان ملک خاتون نیست. آنچه این نوشتار را به پیش می راند، فقط جسارت او در قرن هشتم است که در آن زمان های دور و دیر وی بر آن واداشته که شعر هایش را ثبت و ضبط کند و از آنها دیوانی فراهم آورد و صد البته که او این سد را با دشواری بسیار شکسته است. و دیگر این تأسف که چرا بعد از اینکه او این دشوار را از پیش پا برداشته، شاعره های بعدی، از او پیروی نکرده اند، راه او را ادامه نداده اند و باز هم همچنان در پرده و حجاب شعر سروده اند و تا دوران فعلی هیچیک از آنان اقدام به جمع آوری اشعار خود نکرده و دیوانی از خود برای آیندگان به میراث نگذاشته اند. ادامه مطلب
کار و فراغت ایرانیان جدیدترین سوژهای است که حسن قاضی مرادی برای تحقیق خود انتخاب کرده است. مساله قاضیمرادی در این تحقیق چیستی و چگونگی و در جامعه ما است و به این پرسش اساسی میپردازد که منشا بیاشتیاقی ایرانیان به کار و گریز از فعالیتهایی که میتواند اوقات فراغت را پرکند، چیست؟ این تحقیق به زودی در قالب کتابی تحتعنوان توسط نشر اختران چاپ خواهد شد، اما آنچه در پی میآید بخشی از این کتاب است که به دلایل اجتماعی عدماشتیاق به کار نزد ایرانیان میپردازد. ادامه مطلب
کافکا امروزه یکی از مهمترین نویسندگان ادبیات بورژوایی جهان بشمار میرود. اورا یکی از رئالیست های واقعی و دقیق ادبیات قرن بیست نیز بحساب می آورند. گرچه او درآغاز، اکسپرسیونیست بشمار میرفت،ولی امروزه یکی از مهمترین نویسندگان ادبیات آلمانی زبان قرن گذشته بشمار میرود.تعثیراوروی ادبیات مدرن غالب کشورها، غیرقابل انکار است. گرچه ادبیات کافکایی را ادبیات کابوسی می نامند ولی کافکا، بی صبری را گناه بزرگ نویسندگی نامید. او با توصیف جزئیات رئالیستی، معمولن در شرح داستان و قهرمان، از خیال بسوی واقعیت – و یا از رئال به سمت خیال میرود. ادیبان پان آمریکایی و جانبدارمحافل یهود، گرچه کافکا را به اهمیت: جویس، بکت، پروست، فلوبر، هاینه، و گوته میدانند، ولی قرن بیست را قرن کافکا و فروید نامیدند و نه قرن پروست و جویس. کافکا تعثیر مهمی روی: سارتر، کامو،و برتون بجا گذاشت، او ولی خود از ریلکه و ژان پاول، تعثیر پذیرفت. صاحبنظری بنام آون، کافکا را، دانته قرن بیست نامید و گفت اگر انسان بخواهد ازنویسندگانی نام ببرد که... ادامه مطلب
گذار از فرد به جامعه، گذارى است در آن واحد ناگزیر و خیالین. انسان ها به ناگزیر درون فرهنگ ها زاده مى شوند و هرچند فرهنگ از خلال یک فرآیند طولانى مدت از اجتماعى شدن و یا اکتساب، شکل مى گیرد که تقریباً در سرتاسر زندگى انسان ها ادامه دارد، اما واقعیت حضور انسانى در کنش ها ى اجتماعى- فرهنگى، سیاسى، اقتصادى و غیره حضورى «فردى»است و فردى باقى مى ماند. در نتیجه جامعه نیز کمابیش مفهومى خیالین است و خیالین باقى مى ماند. البته در اینجا بیش از آن که از «فرد»، مفهوم فلسفى و مدرن آن را که با «سوژه» انطباق دارد، در نظر داشته باشیم، «فرد انسانى» در رویکرد و معناى انسان شناختى آن را در نظر داریم. «انسان» موجودى است پیش از هر چیز «زیست شناختى» و ناگزیر به تبعیت از فیزیولوژى و بیولوژى خویش. ادامه مطلب
نظریه شناخت با مسایلی در مورد انگارها سروکار دارد با منشا آنها،طریقی که هستی را منعکس می سازند،به شیوه ای که سنجیده می شوند،رشد وتکامل می یابند، و نقش آنها در حیات اجتماعی..فورت به نقش ایده ها در حیات اجتماعی می پردازد.فورت به این امر که چگونه آگاهی انسان در عمل به وجود آمده و تکامل می یابد توجه خاصی مبذول می دارد.وی درکتاب خود این فرآیند را از مرحله بازتاب شرطی ساده که طریق اساسی ایجاد ارتباط فعال ارگانیسم های حیوانی باجهان خارج آنهاست تا تکامل دانش و آزادی بشری ردیابی می کند.از نظر فورت شناخت در دو مرحله کسب می گردد: مرحله شناخت حسی و مرحله شناخت منطقی...این دو مرحله با یکدیگر وحدت دارند، آنها بازتاب جهان مادی واحدی هستند و از شالوده مشترکی،یعنی فعالیت عملی انسانها،برخودارند؛و از نظر فیزیولوژیکی نیز آنها از طریق دستگاه عصبی با یکدیگر پیوند می یابند. ادامه مطلب
به طور کلی غالب متفکران و نظریهپردازان قرن هیجدهم و بسیاری از متفکران و نظریهپردازان نیمه اول قرن نوزدهم، عقل و عقلانیت و علم و تکنولوژی را بسیار ستایش کردند و آن را کلید حل تمامی مشکلات دانستند؛ آنان در مقابل هر مشکلی راهحل براندازی جهل به وسیله آموزش را مطرح کردند و نوعی آرمان شهر را پیشبینی کردند که در آن همه در پناه عقل و با دوری از احساسات که مایه تعصب و تعارض است، به رضایت و آرامش و تعادل دست خواهند یافت. حتی کسی مثل استیوارت میل که به اعتدال مشهور بود، عقل را در برابر احساسات قرار میداد، و چنان استدلال میکرد که گوئی هر خیری از عقل و هر شری از احساس برمیخیزد. (میل، ۱۳۶۵) اما علیرغم ارزش و اثرگذاری بسیار عقل و علم در حل بنیادی مشکلات بشر، اولاً به هر حال توانائی تغییر محدود بود، ثانیاً در دراز مدت اثر میکرد. به همین دلیل بود که کوتاه زمانی پس از عصر خرد، تردید در نظریههای روشنگری و لیبرالیسم که پشتوانههای نظری آن وضعیت محسوب میشدند، آغاز شد. زیرا علیرغم تحولات بسیار مهم و... ادامه مطلب