اندیشه سیاسی ایرانشهری یکی از عوامل تداوم حیات سیاسی و فرهنگی ایران زمین به شمار میرود و تامل جدی درباره هویت تاریخی و فرهنگی ایرانیان از مجرای تحلیل تداوم اندیشه سیاسی ایرانشهری قابل فهمتر است. این مساله به این علت است که اندیشمندان ایران دوره اسلامی به ویژه سیاستنامهنویسان تحتتاثیر این اندیشه بوده و بسیاری از مولفههای خود را از آن به عاریت گرفتهاند. ادامه مطلب
هر زمان که پشت چراغ قرمز بر سر چهارراهی توقف کنید و منتظر تغییر رنگ چراغهای ناهماهنگ راهنمایی در شمارش معکوس حرکت ماشین باشید، شاهد دو ، سه یا چهار کودک خردسال و نوجوانی هستید که با دستههای گل، اسباببازی، دستمال برای پاک کردن شیشه ماشین و …. به طرف انبوه ماشینها حرکت میکنند تا شاید فقط یک یا دو ماشین با چانهزدن گلی بخرند و دستمالی بر روی شیشه ماشین کشیده شود؛ و باز در پی تکرار رنگ چراغها میتوانید بارها و بارها نظارهگر این حرکت اتوماتیکوار انسانی باشید. این کودکان متکدی و دستفروش را روی پل عابر پیاده، کنار پیادهرو و یا سایر مکانهای پررفت و آمد به گونههای متفاوت میبینید. ادامه مطلب
باستانی ترین نامی که از البرز در دست است، هرابرزیتی(= Hara -berzaiti ) است که در فارسی میانه به «هربرز» تبدیل می شود. این نام دو بخش جداگانه دارد: بخش نخست «هرا»، بر گرفته از ریشه ی فعل باستانی «هر» به معنای نگاهبانی کردن و دفاع کردن و بخش دیگر آن «برزیتی»، بر گرفته از واژه ی «برزنت» به معنای بلند که در فارسی میانه و کنونی به کلماتی چون: بالا، برز(barz )، برزborz) ) تبدیل شده. بنا بر این «هرا برزییتی» به معنای نگاهبان بلند بالایی است که همواره پاسداری می دهد و شاید به همین دلیل باشد که هر کوه بلندی البرز نامیده می شود. مانند کوه البرز در نزدیکی جهرم، کوه البرز در قفقاز، کوه برز در غرب نطنز و کوه های البرز در شمال ایران که بلندترین قلّه ی آن آتش فشان مخروطی شکل دماوند، در شمال شرقی تهران، با داشتن ۵۶۰۰ متر ارتفاع بلندترین کوه ایران شناخته شده. امروزه از هر کجای تهران به سمت نظری بیاندازید، البرز را می بینید که سر به آسمان کشیده و بلند، شاهد تاریخ پر نشیب و فراز ایران است. ادامه مطلب
در میان تمامى روشنفکران «جمهورى وایمار» آلمان (۱۹۱۹ - ۱۹۳۳) و دورهى مهاجرت، شادابى «والتر بنیامین» بیش از دیگران به قوت خود باقى است. اندیشهى رادیکال وى همچنان چالشگر است و تکانههاى فکرى وى تا به امروز بر گسترههاى فلسفه، نظریهى سیاسى، علوم رسانهاى و فرهنگى، تاریخ ادبیات و زیبایىشناسى اثرگذار ماندهاند. والتر بنیامین در ۱۵ ژوئیهى ۱۸۹۲ در خانوادهاى بسیار ثروتمند در برلین بدنیا آمد. نام کامل وى «والتر بندیکس شونفلیز بنیامین» (Walter Bendix Schönflies Benjamin) است که از سه خواهر و برادر، بزرگترین ایشان بود. پدرش بازرگانى بود که از راه تجارت سهام و حراج اجناس عتیقه ثروت قابل ملاحظهاى بهم زده بود. کودکى، دورهى مدرسه و تحصیلات دانشگاهى بنیامین، از یک دید جامعهشناسیک، بعنوان فرزند یک خانوادهى متمول آلمانى یهودى بسیار عادى طى شد. وى بعدها در نوشتهاى زیر عنوان «کودکى برلینى در حوالى هزارونهصد» با نگاهى ادبى به این کودکى نگریست، که چگونه با مراقبت و رفاه در خور توجهى در یک محلهى... ادامه مطلب
یکی از مشخصه های برجسته در متونِ گناتسینو، پدیده ی Flaneur (فلانـور) است. منظور از فلانور کسی ست که "بی هدف" (برای خود) در کوچه ها و خیابان می گردد، و آگاهانه و passiv (پاسیو) به مشاهده ی پدیده ها، انسانها و زندگیِ روزمره می پردازد. پدیده ی "فلانور" که در قرن نوزدهم همزمان با بوجود آمدنِ شهرهای بزرگ در وجود آمده، در همان زمان در ادبیات نیز راه پیدا کرده، و موضوعی برای اندیشیدن می شود. فلانور در کوچه ها و خیابانهای شهر به راه می افتد و بی هدف به گشت و گذار پرداخته، مشغولِ جمع آوریِ مشاهداتش از انسانها و پدیده ها میشود. او خود را بی دغدغه و در عین حال آگاهانه به دستِ این مشاهداتِ واقعی و تجربه های گرد آمده می سپارد، و حتا اجازه میدهد که اندیشه ها و تاملاتِ پدیده شناسانه ـ فلسفیِ حاصل از این مشاهدات و تجربه ها او و افکارش را هدایت کنند. ادامه مطلب
سکونت در حاشیه شهرها ، نبود فرصت های مدنی و نبود تسهیلات رفاهی مناسب از سوی دولت ، جوانان را دچار سرخوردگی کرده است. در نظام دموکراتیک آموزش ، گروه های هم سن اغلب در مدارس ، دبیرستان ها و دانشگاه ها با هم آموزش می بینند و دوره ی زندگی مشترکی را با هم تجربه می کنند و در هنگام اتمام تحصیلات و ورود به جامعه و بازار کار مسیر شغلی جوانان فقیر و غنی از هم جدا می شود و این امر باعث می شود که آنان آموزش و پرورش را عاملی در محرومیت خود بدانند چرا که نتوانسته اند زودتر به بازار کار وارد شود و درآمدی داشته باشند. اغلب سطوح مشارکت مدنی در بین این جوانان پایین است و فرصت های کمی برای گذارن اوقات فراغت دارند. البته در این میان باید متذکر شد که کمبود وقت در زندگی بسیاری از کسانی که به حاشیه رانده شده اند وجود دارد؛ زمان عامل مهمی در فعالیت های مدنی محسوب می شود ولی نیاز های مالی و تکاپو برای برطرف کردن مایحتاج اغلب زمانی برای این گونه مشارکت های مدنی باقی نمی گذارد. ادامه مطلب
کاوش کیفی نامی است برای جنبشی فرمالیستی که در اوایل دهه ۱۹۷۰ به صورت آکادمیک آغاز شد. این جنبش دربرگیرنده انتقاداتی اخلاقی، سیاسی، روش شناختی و معرفت شناختی از تحقیقات علمی، اجتماعی در رشته های علمی و نظام های فکری بود که متوجه استراتژی های تحقیقاتی پیمایشی، همبستگی آماری، آزمایشی و شبه آزمایشی بودند. غالباً، دعواها و منازعات گروه های دانشگاهی بر سر معنا و ارزش کاوش های کیفی، مباحثات وسیع رشته های روانشناسی، جامعه شناسی، انسان شناسی، مطالعات زنان، تاریخ و ادبیات درباره اهداف، ارزش ها و اخلاق کارهای فکری را منعکس می کنند. ادامه مطلب
ترانه، انفجار کلمه است در هوا. انتشار درد است در غبار.غبار کوچه، درد با صدا. شکوه نفسگیر صداست در گلوگاه آدمی. ترانه، حقیقت ترانه نویس را آزاد مىکند. حقیقت خود او را، که هرچه هست زیباست. زیبا؟ یعنى که زشت نیست؟ وقتى زشت است که صورت خود را از کار دیگران بدزدد! «حقیقت» دیگران را کش برود و گمان کند که این شناسنامه خود اوست. ترانه، مىخواهد از زشتى به زیبایى برسد. ترانه نویس نمىتواند به بلنداى خود برسد، اگر همه سفر را تجربه نکرده باشد. به تنهایى. کلمه به کلمه. بیت به بیت. ترجیع بند به ترجیع بند. نمىشود زیرآبى رفت. دو کلاس یکى کرد. و به عادت شرقى، از ته به سر صف رفت. همه سفر را بایدتجربه کرد. ما از آغاز بى آن که بخواهیم دیگران را تقلید کنیم، آگاهانه دل به دریازدیم. نمىخواستیم تکرارى باشیم. کهنه باشیم. جهان، جوان بود و ما هم جوان بودیم. ادامه مطلب
یکی از ویژگی های زبان، زایایی یا خلاقیت آن است. خلاقیت زبان را از جنبه های گوناگون می توان بررسی کرد (از جنبه ادبی، نحوی، واژگانی و شاید هم از جنبه های دیگر). بحث ما دراینجا به خلاقیت یا زایایی در واژگان زبان محدود می شود. زایایی واژگانی به اهل زبان امکان می دهد تا همراه با تغییراتی که در جامعه آنها رخ می دهد واژه های تازه بسازند و کارایی زبان خود را با نیازمندی های خود متناسب گردانند. از نظر زبانشناختی، زایایی واژگانی به مبحث اشتقاق یا واژه سازی مربوط می شود ( ازاین پس" زایایی" به کار می بریم به جای زایایی واژگانی ). اشتقاق یعنی اینکه ما بتوانیم از اسم یا صفت فعل بسازیم. از فعل اسم یا صفت بسازیم و مانند آن. با اندکی تسامح می توان گفت اشتقاق یعنی گذر از یک مقوله دستوری به مقوله دیگر. بنابراین، اگر بخواهیم به میزان زایایی یک زبان پی ببریم و احتمالا آن را با زایایی زبان های دیگر مقایسه کنیم، باید ببینیم در آن زبان با چه درجه از سهولت می توان از یک مقوله دستوری به مقوله دیگر رفت. از میان تغ... ادامه مطلب
میلتوس گذرگاه و محل تلاقی فرهنگ های یونانی، بین النهرینی، مصری و همسایه پادشاهی توانمند لیدیا بود. مردم میلتوس بسیار اهل سفر کردن بودند و همین امر آنان را متوجه ایده های متفاوت و تضارب میان آرای و تشابهات بین اندیشه های گوناگون کرده بود . آگاهی از این تشابهات و تعارضات میان اندیشه ها ، مشوقی برای اندیشیدن میلتوسی ها بود . در میان آریستوکراتها ، میلتوسی ها از استقلال نظر خاصی برخوردار بودند و این کوشش آنان بود برای داشتن فردیت و مزیتی که آن ها را می پرواند تا یکی از سعادتمندترین مردم منطقه باشند . تالسِ میلتوسی ( از۶۱۰ ـ ۶۴۰ تا حدود ۵۴۸ ـ ۵۴۵ ق م )، پسر اکسامیاسِ میلتوسی و کلئوبولینا ، که نامش از تالاث Thallath، ایزد بانوی کلدانی که تجسم بخش دریاست ، گرفته شده است . تالس در جستجوی دانش سفرهای بسیاری کرده بود و از کرت ، مصر و فینیقیه نیز دیدن کرد. نسب تالس را احتمالاً از مردم فینیقی می دانند اما در حقیقت او باید از کارین ها یا کرتیان باشد که حتماً بافرهنگ ایونیایی ادغام شده است . ادامه مطلب