امروزه بیشترین شهرت توماس هابز، اندیشمند قرن هفدهم میلادی به خاطر فلسفه سیاسی ای است که در اثرش به نام لویاتان (Leviathan) تجسم یافته است. اساسا نهضت جدیدی که پس از پایان سلطه فلسفه مدرسی یا اسکولاستیک در اروپا رفته رفته شکل مدرنیته سیاسی به خود گرفت، مرهون شخصیت انگلیسی توماس هابز است. این شخصیت به شالوده اصلی مدرنیته سیاسی مبنی بر احترام به مالکیت شخصی، آزادی تجارت، آزادی مذهب و توجه به طبقه متوسط رسید. هابز دارای شخصیت غیردوست داشتنی و طرفدار حکومت استبدادی بود. در این مقاله نویسنده به بررسی انواع حکومت، حق طبیعی و چگونگی تشکیل حکومت از نگاه هابز پرداخته است. ادامه مطلب
«رابرت لی فراست» چکامهسرای پرآوازهی آمریکایی در ٢۶ مارس ١۸٧۴ در «سانفرانسیسکو» چشم به جهان گشود و به یاد ژنرال ایی.لی. نام گذاری شد. نوزده ساله بود که مجلهای محلی یکی از اشعارش را به پانزده دلار خرید. پدر بزرگش او را همواره از شاعری منع میکرد و به او گوشزد مینمود که گذران زندگی از این راه ممکن نیست، اما این سخنان در رابرت جوان تأثیری نداشت، چرا که سرنوشت او پیشاپیش نوشته شده بود. ۳۸ ساله بود که تصمیم گرفت با خانوادهاش به انگلیس مهاجرت کرده و تمامی زندگی خود را صرف نوشتن کند. این قمار برای او بُرد بسیار به بار آورد، چرا که در انگلیس نخستین کتابی که از او به چاپ رسید «A Boy’s Will - خواست کودک»، توجه همگان را برانگیخت و باعث شد که رابرت به جرگهی شاعرانی از قبیل ازرا پاوند، هیلدا دولیتل و ... در آید و در حقیقت با این کتاب که ازرا پاوند نقد ستایشآمیزی بر آن نوشت، هستی شاعرانهی خویش را در جهان ادبیات به ثبت رسانید و پس از آن چهار بار جایزهی پولیتزر را نصیب خود کرد. ادامه مطلب
کلود لوی استروس در کتاب خود «اسطوره و تفکر مدرن» هنگامی که دربارهی اسطوره و تاریخ صحبت میکند به روایت رئیس رایت اشارهمیکند ، او میگوید : «در روایت رئیس رایت ، ما با چیزی مواجه میشویم که من آن را پیدایش بیقانونی میخوانم ، همهی داستان سعی دارد نشان دهد چرا یک قوم ، دودمان یا گروهی از نیاکان بر بسیاری از مشکلات فائق آمدند ، در یک دوره موفق بودند و در دورانهای دیگر شکست خوردند و بتدریج با فرجامی تلخ روبرو شدند . این روایت به طور کلی روایتی بدبینانه است و در حقیقت تاریخ سقوط یک قوم را بیان میدارد . ادامه مطلب
لیلیث در اساطیر کهن بینالنهرین، خدای طوفان بوده و او را به بادها نسبت میدادهاند. چنین تصور میشده است که وی حامل بیماری و مرگ است. نخستین بار چهرهی لیلیث در میان گروهی از خدایان بادها و طوفانهای سومری در ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد به چشم میخورد که به لیلیتو موسوم بودند. بسیاری از صاحبنظران پیدایش نام لیلیث را در زمانی حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد مسیح ارزیابی کردهاند. در افسانهها و روایات یهود، لیلیث در اساطیر یهودی به عنوان یکی از خدایان شب و در انجیل شاه جیمز به عنوان جغد ذکر شده است. وی همچنین در روایاتی مشکوک به عنوان اولین همسر آدم نیز یاد شده است. ادامه مطلب
شیطان پرستی یکی از اعتقاداتی است که برخی به آن پیشینه هزاران ساله میدهند و دلیل آن را نیز پرستش هر موجود دارای قدرت توسط مردمان هزاران سال پیش و یا در نظر گرفتن دو خدای ضد هم یعنی خدای خیر و شر میدانند. شیطان پرستی دنیایی را ترسیم می کند که هیچ روزنه امیدی برای آن متصور نیست. به همین جهت شیطان پرستی را جهان تاریک میگویند. شیطان پرستی حقیقتی را جستجو می کند که در این جهان یافت نمی شود. خود کشی توجیهی اینگونه دارد ، " اگر بپرسی چرا خودت را می کشی ؟" پاسخ میدهد: می خواهم به حقیقت برسم و حقیقت در این دنیا به دست نمی آید. عمده ترین نشانه شیطان پرستی را در تجاوز و قتل به ویژه در تجاوز به کودکان و نوجوانان به همراه قتل آنان باید دید. ادامه مطلب
بسیارند کسانى که از کاربرد خشونت بیزارند و بر این باورند که مهمترین و درعین حال پرامیدترین وظیفهى ما برکندن ریشهى تجاوز و خشونت از پهنهى جهان و یا دست کم از میان برداشتن پلیدترین چهرههاى آنست. اذعان دارم که من نیز از شمارِ مخالفان امیدوارِ خشونتم. نه بدان سبب که تنها از آن بیزارم، بلکه بر این باورم که نبرد با تجاوز و خشونت، چندان بى چشم انداز نیست. براستى مىدانم که وظیفه اى بس دشوار پیش روست. همچنین مىدانم، کامیابىهایى چند، که در آغاز چونان موفقیتهایى سترک در نبرد با خشونت جلوهگر شدند، بعدها به ناکامى و شکست انجامیدند. این را نیز مىدانم که عصر نوین قهر و خشونت، که با دو جنگ جهانى اول و دوم آغازشد، به هیچ روى پایان نیافته است. ادامه مطلب
طرح مسئله معشوق در شعر فروغ از دو نظر حائز اهمیت است ؛ نخست این که او برای نخستین بار معشوق مرد را به صورت محسوسی در شعر فارسی وارد کرد . قبل از او معشوق شعر فارسی معمولا زن است و اگر مرد هم باشد ( معشوق مذکر شعر سبک خراسانی ، یا مکتب وقوع ) مردی است که در مقام معشوق زن توصیف شده است . در شعر زنانی چون رابعه و مهستی هم معشوق مرد چهره روشن و مشخصی ندارد و چندان قابل تشخیص از معشوق کلی شعر فارسی نیست . به هر حال فروغ بیش و صریح تر از دیگران از چهره معشوق مردی زمینی سخن گفته است و از این رو زمانی این وجه تازه شعر او ، سر و صداهائی برانگیخت . دوم این که فروغ زمانی خواست به این معشوق فردیت بخشد ، حال آنکه معشوق در شعر فارسی مانند انسان شرقی ، یک موجود جمعی است نه فردی ، هویت مشخصی ندارد و ایجاد عکس العمل نمی کند . ادامه مطلب
فلاسفه مسلمان «علم منطق» را چون برخی دیگر از شاخه های علوم در نهضت ترجمه از یونانیان بویژه ارسطو اقتباس کردند. منطق نزد آنان فقط جنبه ابزاری نداشته است بلکه عناصری از فلسفه زبان، معرفت شناسی و مابعدالطبیعه را نیز شامل می شود. در راستای سنت یونان باستان، فیلسوفان اسلامی بخش هایی از ارگانون را بسط دادند و در حد شارح صرف نماندند. مقاله حاضر توصیفی از تاریخچه منطق در جهان اسلام است ادامه مطلب
جدی ترین و در واقع نخستین آشنایی قابل ذکر ایرانیان با فلسفه کانت ،و البته سایر فلاسفه جدید غرب، با انتشار کتاب «سیر حکمت در اروپا» به قلم محمدعلی فروغی صورت میگیرد که هنوز هم ارزش این کتاب در بین اهالی فلسفه محفوظ است. وی در جلد دوم از سه جلد این مجموعه به شرح زندگانی و سیر تحول اندیشه کانت میپردازد. فروغی در این قسمت به بیان اندیشه کانت درباره «نقادی عقل مطلق نظری» و «تحقیقات کانت در علم اخلاق و نقادی عقل مطلق عملی» میپردازد. با چاپ این اثر، کانت شناسی در ایران وارد مرحله جدیدی میشود. همچنین از نکات مهم و قابل ذکر در مورد این کتاب، تلاش برای معادل یابی فارسی برای واژگان و اصطلاحات لاتین است که با توجه به پیشینه فلسفه اسلامی و واژگان مخصوص به آن و لزوم تطبیق آنها با اصطلاحات لاتین و جدید، کاری بس دشوار به نظر میآید. جعل واگانی همچون «درون ذات» و «برون ذات» برای واژگان «سوژه» و «ابژه» و همچنین «اعراض» و «ذوات معقول» برای «فنومن» و «نومن» از جمله این کوشش هاست. در مجموع فروغی در این... ادامه مطلب
۱- تاکید سارتر بر ضرورت فراروى فرد از هرگونه ماهیت در هستى و نیستى، در نقد عقل دیالکتیکى جاى خود را به توالى جنبش و نهاد و تعبیر نهاد به عنوان «عمل متحجر شده» و ضرورت فروپاشى آن مى دهد. او وجود فى نفسه را پیش مى کشد تا آن را نفى کند و تمام توجه خود را بر واقعیت بشرى متمرکز سازد. ۲- هایدگر نیز فلسفه سارتر را شایسته نام اگزیستانسیالیست مى داند، زیرا اصل اولیه این فلسفه تقدم essentia بر existentia است (نامه در باب انسان گرایى). اما معتقد است که سارتر وجود و ماهیت را به معناى متافیزیکى فهمیده. ۳- فقدان مبناى عینى براى تحقق آرزوها یا به افسردگى مى انجامد یا به عصیان در برابر هرگونه تعینى. سارتر «هیچ» را در دل دازاین مى نشاند و این هیچ انگارى را مبنایى قرار مى دهد براى مسئولیت بى قید و شرط انسان. اما هایدگر که دازاین سارتر را سوژه اندیشنده محصور در متافیزیک مدرن مى داند، بر آن است که هیچ (Das nicht) در هستى است. ادامه مطلب