در حوزۀ اخلاق با پدیدۀ متناقضنمایی مواجهایم که طی آن فاعل به خاطر چیزی بازخواست میشود که وقوع آن کاملا در اختیار او نیست یا عواملی در سعادتمندی او دخیلاند که خارج از ضبط و مهار او بودهاند. گرچه این موضوع در مکاتب اخلاقی باستان نیز محل بحث بوده است، این تامس نیگل بود که آن را «بخت اخلاقی» نام داد. در نوشتار حاضر سوزان ولف که برجستهترین شاگرد نیگل به شمار میآید با تمرکز بر یک نوع خاص از بخت اخلاقی و ارائۀ مثالهایی برای وضوح بخشیدن به آن، به فضیلت بینامی اشاره میکند که در پذیرش بخت اخلاقی مستتر است و بنا به آن انسان باید با انجام اعمالی مانند عذرخواهی، پرداخت غرامت و... مسئولیت اعمال خود و پیامدهای آنها را در حوزهای وسیع بپذیرد، حتی اگر آنچه در نهایت «از آبدرمیآید» از عهدۀ او خارج باشد. ادامه مطلب
مانی پیامبر ایرانی و بنیانگذار آیین «مانویت» یا « آیین روشنی»، در آغاز سده ی سوم مسیحی (میلادی) در ۱۴ اپریل سال ۲۱۶ میلادی در محلی نزدیک به «تیسفون» استان «آسورستان» در روستای «مردینو» شرق «بابِل» که در آن زمان جزو امپراتوری ساسانیان بود، زاده شد. خود او در سروده ای به تولدش بدینگونه اشاره می کند: «من از سرزمین بابِل برخاسته ام تا ندای دعوت خود را به همه جا بپراکنم.» ادامه مطلب
در قرن نوزدهم معرفتشناسی و پدیدارشناسی نقطه عزیمت برای ساخت معرفت یا علم تلقی میشد. درنتیجه معنای کنونی پدیدار به چیزی گفته میشود که قابل مشاهده و درنتیجه قابل توضیح باشد. در همین قرن، برنتانو پدیدار را چیزی میدانست که در ذهن رخ دهد. پدیدارشناسی ذهنی افعال آگاهیاند و پدیدارشناسی فیزیکی به اشیاء خارج از ذهن اطلاق میشد: مانند رنگ و بو. از دیدگاه برنتانو پدیدارهای فیزیکی بهصورت حیث التفاتی در افعال آگاهی وجود دارد یا پدیدارها چیزیهاییاند که ما به آنها آگاهیم. هر چیزی که متعلَق تجربه آگاهانه ما واقع شود مانند رویدادها، انسانها و اشیاء، پدیدار تلقی میشوند. ولی پدیدارشناسی که امروزه با نام ادموند هوسرل شناخته میشود عبارت است از اینکه پدیدارها باید بهعنوان محتواهای التفاتی عینی اعمال ذهنی آگاهی شناخته شوند. در اینصورت پدیدارشناسی مطالعه آگاهی بهعنوان یک مجموعه پدیدارهای متضایف است. ادامه مطلب
«بحران محیطزیست» مسألهای حاشیهای نیست و نمیتوان نسبت به آن بیتفاوت بود. ما در دنیایی زندگی میکنیم که برخی قدرتها سعی میکنند مردم از این بحران چندان آگاه نشوند. اما در همین راستا نوعی آگاهی پیوسته جهانی به نام «دین» وجود دارد که بر این عقیده است که اگر ما از رابطه صحیح با دنیای طبیعت آگاه نشویم، نابودیمان قریبالوقوع خواهد بود. به این اعتبار، دو دیدگاه در رابطه با محیطزیست وجود دارد؛ یکی دیدگاه سکولار غربی و دیگر، نگاه دینی به محیطزیست. ادامه مطلب
حیدر بابا مویه غریبانه فرزندی از ایلی تمام و کمال است که در بستر نمادهای چندین هزار ساله ناخودآگاه جمعی سرزمینی به وسعت و گوناگونی ایران، قهر و آشتی، ظلم و ستیز و برخورداری و خشکسالی را توأمان زیسته و در شخصیت مردمانش متبلور کرده است. مادران و زنان منظومه حیدر بابا نمونه کامل زنانی خانواده دوست، عاشق، تلاشگر و ایثارگرند که چرخ زندگی اگر نگوییم به دست ایشان، که بیایشان نمیگردد حتی اگر مردانشان به صلابت «بابا تولستوی» باشند. شخصیتپردازی شهریار شعر در این منظومه، نگارگری بخشی از تاریخ یکجانشینی (کشاورزی و دامپروری) ایرانی است در رفت و آمد دوست و بیگانه. در کولی وارگی دستفروشان خنزر پنزر فروش تا مهاجرت ناگزیر فرزندان در طلب روزی بیشتر. خدیجه سلطان و منصور خان و میرزا تقی و عمو ملا باقر و بسیاری از این مردمان ساده زیست که عاشقانه در تکاپوی ثبت حضور آدمی در عرصه طبیعت جاریاند نمونه اعلای ایرانی رمانهایی هستند که صرفاً بواسطه رمان بودگی شاید – زبانزد خاص و عامند و این شخصیتهای گاه عجیب و... ادامه مطلب
مسئله ضرورت مطالعه در دیگر سنتهای دینی، فراهم آمدهی شرایط ویژهی دنیای نوینی است که در آن مرزهای هر دو جهان کیهانی و دینی فرو ریخته است. این وضع دشوار که فرد از طرفی تمایل دارد که نسبت به دین خود وفادار بماند و از طرف دیگر ادیان دیگر را نیز معتبر بشمارد، یکی از نتایج وضع غیر عادی است که بشر جدید با آن روبهرو است و برآمدهی شرایط متناقضی است که در آن زندگی میکند. در عین حال این مشکلی است که او باید به قیمت از دست دادن اعتقاد به خود دین با آن روبهرو شود. برای یک مسلمان سنتی که در فارس یا مشهد زندگی میکند، ضروری نیست که به حقیقت ادیان بودایی یا مسیحی توجه داشته باشد. همچنان که آشنایی با آیین هندو برای کشاورزی که در کوههای ایتالیا یا اسپانیا زندگی میکند، فوریت ندارد. اما برای کسی که از نظر او فلسفههای غیر دینی جدید تجانس فرهنگ دینی او را شکسته و از بین برده است و یا به نوع دیگری متأثر... ادامه مطلب
پیش درآمدی بر امر واقعی: مقاومت در برابر امرنمادین و اصرار سوژه برای شکستن مقاومت امر واقعی (The Real) را به جرأت میتوان پیچیدهترین مفهوم لاکان دانست. توضیح این پیچیدگی خود نیازمند یک مقالهی مفصل است؛ اما ازآنجاکه این مفهوم اهمیت بسزایی در اندیشهی لاکان دارد، سعی داریم که به نکات کلیدی آن بپردازیم. علت پیچیدگی امر واقعی را میتوان در تعریف آن مشاهده کرد. همانگونه که از تیتر این یادداشت پیداست، امر واقعی بهشدت در مقابل نمادین شدن مقاومت میکند؛ بنابراین سخن گفتن بهمثابه کنش نمادین از امری که تا جایی که امکان داشته باشد تن به نمادین شدن نمیدهد کاری بس دشوار است. لذا نمیتوان امر واقعی را در مقام بازنمایی به عرصهی تفهم عقلانی بکشانیم-به همان شیوهای که دکارت برای کسب معرفت و شناخت از ابژه به کار میبرد. علاوه بر این مفهوم امر واقعی در طول زندگی لاکان دچار دگرگونیهایی گشته است و این امر بر پیچیدگی این مفهوم میافزاید. ادامه مطلب
هرمان هسه در رمانش با نام «سیذارتا» به شرح زندگی دو جوان برهمن پرداخته است. شخصیت اصلی رمان که سدهرتها نام دارد همراه با دوستش گوویندا پیش مرتاضان میرود و بعد از مدتی روانه دیدن بودا گوتاما میشود. سدهرتها برخلاف دوستش مرید بودا نمیشود و تعلیمات او را کافی نمیداند زیرا فکر میکند که دیگر به معلم نیازی ندارد. او از مرتاض بودن دست میکشد و به عشق جسمانی و پول جمع کردن رو میآورد. ادامه مطلب
به نظر میرسد که متفکران زن، مرز بین عقلانی/ احساسی، بیرونی/ درونی را میشکنند و معتقدند که همه اینها با یک پیوندی میتوانند توسعه پیدا کرده و ادامه یابند و ادعای بزرگی که همه آنان مطرح میکنند این است که احساسات در فرآیند دستیابی به فهم اخلاقی باید تحسین شود؛ یعنی رشد اخلاقی احساسات از فضایل است و همین نگرش باعث میشود تا «نظریه اخلاق فضیلتگرا» نسبت به نظریه «تکلیفگرا» و «پیامدگرا» که به اصول، کلیات و عقلانیت بسیار وابسته بودند، در میان زنان طرفداران بیشتری پیدا کند. ادامه مطلب
آیا با لاکان میتوان جامعهشناس بود؟ استاوراکاکیس در کتاب لاکان و امر سیاسی پرسش مشابهی را در باب استفاده ازنظریهی لاکان در علوم سیاسی مطرح میکند: «لاکان را با سیاست چکار؟». چه ویژگی در اندیشهی روانکاوی چون لاکان وجود دارد که میتوان از دلالتهای آن در علوم اجتماعی و یا علوم سیاسی استفاده کرد؟ استاوراکاکیس قبل پاسخ به این پرسش به نگرانی متخصصان علوماجتماعی اشاره میکنند که همواره نسبت به فروکاست ساحت اجتماعی و یا عینی به تحلیل در سطح فردی یا ذهنی بدگماناند و او نیز در همین راستا معتقد است که باید از تقلیلگرایی روانشناسی (Psychological reductionism) در درک پدیدههای اجتماعی-سیاسی اجتناب کرد. ادامه مطلب