پوپر پیش از اینکه یک اندیشمند سیاسی باشد، فیلسوف علم است. با وجود آثاری که او در فلسفه علم و شناخت دارد، نظریات او در این باب در کتاب «شناخت عینی» که در سال ۱۹۷۲ منتشر شد، شکل نهایی خود را به دست می آورد. او انسان را «حیوان مساله حل کن» می داند. انسان ها در طول حیات به مسائلی برخورد می کنند و سعی در حل آنها دارند، ولی در مسیر حل این مسائل، سوالات دیگری برایشان ایجاد می شود. درنهایت، تمام زندگی به کشف راه هایی برای حل این مسائل می گذرد و به این ترتیب با حل هر مساله یی یک قدم به پیش می روند. ولی از آنجا که همواره مسائل جدیدی پیش روی آنها قرار می گیرد، انسان ها هیچ گاه به کمال نمی رسند. ادامه مطلب
شیوه های تولید کلام، مبتنی بر پیش فرض های غالباً ناگفته یی هستند. پیش فرض ها بنیان های نظریه ها را تشکیل می دهند؛ بنیان هایی که به ظاهر بر هیچ بنیانی استوار نیستند الا خودشان. اما خود ایده بنیان از کجا می آید؟ چرا ما برای بیان یک نظریه به یک بنیان نیازمندیم؟ چرا یک نظریه را مانند یک قاصدک یا حباب صابون معلق در فضا نمی دانیم؟ کودک که بودیم فوت می کردیم از نی در آب صابون و خیره می شدیم به حباب های کوچک و بزرگ. حباب معلقی از رنگین کمان که به کندی سقوط می کند و به اندک نسیمی صعود نیز می کند، تصور متفاوتی از بنیان به ما می دهد. ادامه مطلب
در آخرین روزهای سال میلادی ۲۰۰۸، «ساموئل هانتینگتون»، یکی از معروف ترین نظریه پردازان سیاسی بعد از جنگ سرد از دنیا رفت. آرای هانتینگتون در طول حیات وی هم بسیار مورد توجه قرار گرفتند، اما مرگ وی بهانه ای است تا دوباره تفسیرها و تحلیلهایی از اندیشه های او صورت بگیرند. بی تردید، نظریه «جنگ بین تمدنها» نکاتی عمیق و قابل توجهی را در خود نهان دارد. بسیاری از حوادثی که پس از ابراز این نظریه رخ دادند، مهر تأییدی بر آن زدند. حادثه ۱۱ سپتامبر مهمترین حادثه پس از این نظریه بود که تا حدودی مهمترین آرای آن را توجیه و تبیین می کرد. ادامه مطلب
در عصر ابری دل گرفته، وقتی صادق هدایت، نویسنده ی چهلوهشت ساله ی ایرانی مقیم موقت پاریس، به سوی خانهاش در محله هجدهم، کوچه ی شامپیونه، شماره ی ۳۷ مکرر می رود، دو مرد را می بیند که بیرون خانهاش منتظرش هستند. آنها ازش می پرسند که آیا از اداره ی پلیس می آید و آیا جواز اقامت پانزده روز بعدی را گرفته؟ آنها با او در خیابانها راه میافتند و حرف می زنند: رفتن پی تمدید اقامت، آن هم با خیالی که تو داری! هدایت می گوید: من خیالی ندارم! یکی شان میخندد: البته که نداری! خودکشی؟ اینجا پاریس است؛ و آن هم اول بهار! در هوای خاکستری پیش از غروب، آنها در دوسویش از پی میآیند و ازش میپرسند چه فایدهای دارد زنده بماند؟ این زندگی که پانزده روز یک بار تمدید میشود! آیا نمیداند که هیچ امیدی نمانده است؟ ادامه مطلب
لوئیس بونوئل در خاطرات خود می گوید که فرجام سوررئالیسم، آن چیزی نبود که او و دیگر سوررئالیست هایی مثال «برتون» و «آراگون» و دیگران می خواستند چرا که همه آنها بیش از آنکه دغدغه ثبت و جاودانه شدن «سوررئالیسم» در تاریخ هنر و ادبیات را داشته باشند، می خواستند جهان را به کمک «سوررئالیسم» تغییر دهند اما نتوانستند و در رسیدن به این هدف شکست خوردند. (نقل به مضمون از خاطرات لوئیس بونوئل) درک شکستی که بونوئل از آن سخن می گوید، بدون درک ماهیت کنترل پذیر ضمیر ناخودآگاه، یعنی موتور محرکی که سوررئالیست ها برای تغییر جهان زیادی روی آن حساب باز کرده بودند، امکان پذیر نیست. شکست سوررئالیسم در واقع شکست ناخودآگاه و رویا، در برابر نفوذ هرچه بیشتر واقعیت کاذبی بود که قدرت مسلط از طریق آن، حضور خود را هرچه بیشتر تثبیت می کرد. این شکست این پیام را به همراه داشت که حتی عرصه رویا و ناخودآگاه نیز عرصه یی نیست که بتوان به عنوان سد مقاومی در برابر قدرت مسلط چندان روی آن حساب باز کرد چرا که این عرصه هم به اندازه دی... ادامه مطلب
به گواهی تاریخ، نخستین جنبشهای فکری ایرانیان در برابر قدرت حاکم در دوران پادشاهی ساسانیان رخ داده است. به سخن دیگر، با اطمینان میتوان گفت که پیش از بنیانگذاری سلسله ساسانی، در هیچ جای تاریخ گزارشی که بیانگر قیامهای مردمی، درگیر شدن مردمان با حکومت و حتی دگراندیشی تودهها به معنای گسترده آن بوده باشد، ثبت نشده است. علت را شاید بتوان اینگونه توضیح داد که پایه گذاری شاهنشاهی با شکوه هخامنشیان که به تعبیری بنیانگذاری هویت ملت ایران در آغاز تاریخ دوران نو شمرده میشود، با صدور نخستین «اعلامیه حقوق بشر»، از سوی کوروش بزرگ همراه بوده است. پذیرش این حقوق از سوی جانشینان کوروش و مهمتر از آن، اجرای آن در سراسر قلمرو گسترده ایران در مورد همگان، گذشته از قومیت، نژاد، زبان، دین و … افراد، شکل گیری تفکر انتقادی نسبت به هیأت حاکمه را منتفی میکرده است. از این رو میبینیم که در بیش از دو سده حکومت هخامنشیان، از جنبش مردمی با اهمیتی که از آن اندازه اعتبار برخوردار باشد که در تاریخ ثبت شود خبری نیست؛ و... ادامه مطلب
مارتین هایدگر، فیلسوف آلمانى، در دوران تحصیل بسیار تحت الشعاع فرانس برنتانو بود. آشنایى با برنتانو به عنوان فیلسوفى که تفکراتش بر پدیدارشناسى ادموند هوسرل نیز تأثیر به سزایى داشته است، فضاى فکرى هایدگر را به سمت و سوى خاصى سوق داد که در این راستا اندیشه هاى فلسفى متفکران یونان باستان نیز بى تأثیر نبود. به عنوان مثال ایده کلاسیک از چیستى حقیقت که در یونان پیشا ـ سقراطى باب بود، بر نظر هایدگر در این باب تأثیر بسزایى داشت و از این منظر به کارهاى هوسرل علاقه مند شد. ادامه مطلب
از سال ۱۹۵۰، نظریه فرهنگ فقر (COP) در متون علوم اجتماعی ظاهر شده و به ستیزه با نظریات متعارض پرداخته است. این مفهوم که از سویی تعریف دقیقی از آن ارائه نشده و همچنین به طور گزینشی به کار برده شده است، غالبا به جای اینکه بر روی راه حل های سیستماتیک یا ساختاری تمرکز کند، توجیهی را برای سرزنش افراد (فقرا) به خاطر شرایط نامناسبی که در آن گیر افتاده اند فراهم آورده است. اگر بخواهیم تعریف صحیحی از این مفهوم ارائه دهیم باید بگوییم عواملی از قبیل دیدگاهها، ارزش ها و رفتارهای خاص (از قبیل تمایل برای داشتن یک افق برنامه ریزی کوتاه مدت) وجود دارند که این عوامل فقرا را از غیر فقرا متمایز می کنند و بعضی از این خصوصیات به دوام فقر در طبقه فقیر جامعه کمک می کنند. این مدخل بر روی شکل خاصی از فرهنگ فقر که از گذشته تاکنون در حیطه علم اقتصاد به آن پرداخته شده می پردازد و بخصوص در مورد نقش آن در اثر گونارمیردال توضیحاتی ارائه می دهد. ادامه مطلب
رشد، شاخص اندازهگیری کمی و توسعه، شاخص اندازهگیری کیفی است. توسعه به معنای گذر از جامعه سنتی به جامعه نوین و مدرن است. توسعه دلالت دارد بر بهبود همه عرصههای زندگی. هرگاه در فرایند توسعه، سیاستهای توسعهای به صورتی یکپارچه و هماهنگ، همه حوزهها را در برنگیرد و یکی از آنها مورد توجه بیشتری باشد، برنامهها و فعالیتهای توسعه به نتایجی بدکار کرد منجر میشوند که پیامد آن تشدید نابرابریهاست. این نابرابریها که محصول توزیع نامتعادل قدرتند رشته پایانناپذیری از دیگر آسیبها را پدید میآورند که به آسیبهای دوران گذار موسومند و میتوانند همه دستاوردهای مثبت و پیشبرنده کوششهای توسعهای را از بین ببرند. ادامه مطلب
از زمان پیروزی تاتارها تنها یک عامل بر تاریخ روسیه حاکم و در تمامی شئونات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه روسیه ریشه دوانده بود و قالب نهادینه و پردوامی پیدا کرده بود و آن نهاد استبداد پدرسالارانه یا پاتریمونیال بود. در روسیه دوران کیف، انجمنهای شورایی وجود داشت که در واقع شاید بتوان آنها را اشکال ابتدایی نوعی مجلس بهحساب آورد اما با هجوم تاتارها به این سرزمین و تصرف آن به عمر شوراهای مذکور خاتمه داده شد. ادامه مطلب