جان لاک را پیامبر انقلاب انگلستان مینامند، فیلسوفی که در نزاع سلطنتطلبان و مشروطهخواهان انگلیسی، جانب حکومت پارلمانی را گرفت و از به ثمر نشستن «انقلاب باشکوه» در انگلستان به وجد آمد.فیلسوف محافظهکاری که در ساختار نظام سلطنتی انگلستان از آزادی فرد در مقابل اقتدار دولت دفاع کرد و به گاه اضطرار حتی حامی انقلاب شد و برداشتن سلاح در مقابل دولت محدودکننده آزادی را جایز دانست. رساله مشهور لاک «درباره فهم بشری» که یک سال قبل از انقلاب ۱۶۸۸ انگلستان و در دوران تبعید نویسنده در هلند منتشر شد، نوشتهای بود که مبتنی بر آن میتوان لاک را پیامآور انقلاب آرام در انگلستان دانست. ادامه مطلب
آلبرت اینشتین را در سراسر جهان به خاطر دستاورد های دوران ساز فیزیکی اش – از جمله نظریه نسبیت – می شناسند. اما آن چه که بسیاری نمی شناسند، چهره این دانشمند به مثابه یک اندیشمند اجتماعی و سوسیالیست است. ناشناس ماندن این چهره اینشتین تصادفی نیست. در دوران جنگ سرد که نیروهای درگیر در این جنگ از هر موقعیتی در نبرد ایدئولوژیک علیه هم استفاده می کردند، از کنار نظریه ها و موضعگیری های اجتماعی این شخصیت برجسته بیشتر اوقات به سکوت می گذشتند . از یک سو طرفداران نظام سرمایه داری نمی خواستند سیمای اینشتین به عنوان یکی از منتقدان جدی این نظام شناخته شود ، از سوی دیگر طرفداران نظام «سوسیالیسم روسی» که نظریات سوسیالیستی اینشتین را در چار چوب تنگ اندیشگی خود نمی توانستند بگنجانند، از کنار این جنبه از شخصیت وی عبور می کردند. ادامه مطلب
گوته در حال نوشتن جان سپرد. در آخرین رویاهای مبهم زندگی آگاهانه اش، کاری را که به کرات توسط دست خط خویش و یا به کمک دیگری انجام داده بود تکرار می کرد ؛ یعنی می نوشت، یاد داشت می کرد و کاری می کرد تا حقیقت ِ سخت در روح حل شود، یا تجلیات روح به صورت حقیقت ِ سخت حفظ گردد . وی تا آخرین نفس یک نویسنده باقی ماند . یعنی همان چیزی که از روز اول بود . همان وقت در یکی از رسالات خویش با ملاحظه ی تحرک خلاقه ی درونی اش از شادی فریاد برداشت : « من به راستی برای نوشتن به دنیا آمده ام ! وقتی افکارم بر صفحه ی کاغذ نقش می بندد خود را خوشبخت تر از همیشه احساس می کنم » ادامه مطلب
آثار خودبازنما یا اتوبیوگرافیک لسینگ دستکم تا حدی کوشش او برای شناخت خودهای گذشته است؛ زیرا او از آنها شخصیتهایی خلق میکند که به عنوان نویسنده قادر است به بازی با آنها بپردازد و آنها را تحلیل کند. بسیاری از منتقدان مانند روبرتا روبنشتاین، ماگالی کورنیر میشل و کلر اسپریگ به شباهتهای موجود میان ویرجینیا وولف و دوریس لسینگ اشاره کردهاند، و البته لسینگ در کتاب دفترچه یادداشت طلایی با نامگذاری هنرمند زن خود به نام «آنا وولف» عملاً خاطره وولف را تداعی میکند. با وجود این، من در این مقاله روی آنچه به نظرم قدرتمندترین و جالبترین نکات مشترک میان این دو است، تمرکز میکنم؛ این همان بیاعتمادی مشترک دو نویسنده و در عین حال شیفتگی آنها نسبت به طرز کار حافظه و همچنین خلق مفهومی شخصی از فردیت است؛ فردیتی که ملغمهای از «حقیقت» و «خیال»، «واقعیت» و «مفهومی از یک حقیقت شخصی» است. هر دو نویسنده، به اعتقاد من، از متون «مربوط به زندگینامه شخصی» یا «متون خودبازنما» بهعنوان ابزار درمانشناختی «خودپژوهی» ا... ادامه مطلب
یکی از بن مایه های نقد فرهنگی محافظه کار امروز این است که در زمانه سهل انگار ما کودکان از محدودیت ها و محرومیت های سفت و سخت بی بهره اند. این امر آنها را مستاصل کرده و از یک افراط کاری به افراط کاری دیگر می کشاند. تنها ایجاد یک مرز قاطع بر پایه گونه یی اقتدار نمادین ثبات و رضامندی را می تواند تضمین کند؛ رضامندی که از تخطی از ممنوعیت حاصل می شود. فروید برای توضیح شیوه عملکرد نفی در ناخودآگاه تفسیر یکی از بیمارانش پس از بازگویی خواب خود درباره زنی ناشناس را نقل می کند؛ «زنی که در خواب دیدم هر که باشد مطمئناً مادرم نیست.» برهانی روشن برای فروید که زن همان مادر بیمار بود. برای سرشت نمایی بیمار نوعی امروز چه راهی بهتر از تصور کردن واکنش او به همین خواب؛ «زنی که در خواب دیدم هر که باشد مطمئناً یک ربطی به مادرم دارد،» ادامه مطلب
با خواندن دست نوشته ها و تقریرات اندک فردید، این اندیشه به ذهن متبادر می شود که وی مغلق و آشفته سخن می گفته است. با چشم پوشی از طرز لحن گفتاری او، می توان گفت فردید مردی انقلابی، ناآرام و به قول خود چپ گراست؛ چراکه او به پیشرفت تاریخ و ظهور و تجلی یکی از اسماء الله در هر یک از برهه های آن باوری عجیب دارد. لذا بر این عقیده است که نباید تن به اوضاع وهله یی داد. به نظر راقم این سطور، فردید اعتقاد چندانی به تساهل و تسامح ندارد (در هیچ زمینه یی) و حتی صریحاً با آن به مخالفت برمی خیزد. وی در سیر تفکر خود به سه مبدأ (که در متن مقاله نیز ذکر خواهد شد) تمسک می جوید که ظاهراً برجسته ترین مبدأ، تفکر مارتین هیدگر است. ادامه مطلب
به نظر منتقدان بلوغ ادبی هرتا مولر در آخرین کارش به نام "نفسهای بریده" به بهترین وجهی جلوهگر شده است. او در این اثر بر پایهی روایتهای واقعی، سرگذشت یک زندانی را در یک اردوگاه اسیران شوروی (سابق) توصیف میکند. همچنین گفته شده که این نویسنده "وقایعنگار زندگی در نظام دیکتاتوری" است. او کودکی خود را زیر سلطه دیکتاتوری چاوشسکو گذراند و در کارهای ادبی خود از تجارب تلخ خود از آن دوران سخن گفت. او تمام درد و ماتم خودکامگی را با گوشت و پوست خود تجربه کرده بود. در سال ۱۹۸۷ خانم مولر سرانجام موفق شد به همراه همسرش رومانی را ترک کند و در برلین غربی اقامت گزیند. با ترجمه آثار هرتا مولر به بیش از بیست زبان، اینک او به یکی از ستون های عمده در ادبیات جهان بدل شده است. ادامه مطلب
تسلط بر طبیعت در واقع بنیان اصلى نهیلیسم در اندیشه مدرن است. طبیعت پس از دوران یونانى، تبدیل به حیطه سلطه مى گردد و به تدریج طبیعت بعد اصلى و اساسى خود را از دست مى دهد. در اینجا بحث بر سر این است که چه واقعه اى رخ مى دهد که منجر به تسلط بر طبیعت مى گردد و ارتباط آن چیز با نهیلیسم چگونه است؟ ادامه مطلب
آشنایی ایرانیان با فرهنگ و مدنیت جدید غرب در آغاز قرن نوزدهم، در شرایطی رخ داد که نظام جدید اجتماعی و سیاسی مبتنی بر دموکراسی پس از تحولات چند قرنه اقتصادی، اجتماعی و در نتیجه دگرگونی های عظیم در حوزه اندیشه اجتماعی و سیاسی در اروپای قرن هفدهم و هجدهم، تقریبا در سراسر این قاره استقرار یافته بود. در انگلستان در سال ۱۸۶۸م دومین قانون آزادی حق رای در انتخابات second suffrage act و در سال ۱۸۸۴م قانون حق رای انسان ها برای انگلیس manhood suffrage for England به اجرا درآمد. طی سال های ۱۸۷۰۱۸۵۹ میلادی ایتالیا که تا پیش از آن به هفت بخش مجزا تقسیم شده بود به اتحادیه ای دارای قانون اساسی واحد تبدیل شد. دانمارک در سال ۱۸۶۴م، اتریش، مجارستان در سال ۱۸۶۹م و آلمان در سال ۱۸۷۱م به کشورهایی با نظام مشروطه تبدیل شدند. در فرانسه پس از یک دوره تجربه خودکامگی ناپلئون سوم، ۱۸۷۰۱۸۵۱ جمهوری سوم در سال ۱۸۷۰م شکل گرفت. در روسیه موج مشروطه در سال های ۱۸۶۰و۱۸۷۰م اوج گرفت. همجواری جغرافیایی میان ایران و روسیه و رفت... ادامه مطلب
گردا لرنر در سال ۱۹۷۹ به طرح این مسأله پرداخت که دلیل پنهان ماندن کوشش های زنان در طول تاریخ، توجه تاریخ نگاران به یک سلسله پرسش هایی بوده است که اختصاص به زنان نداشته اند. او پیشنهاد کرد که برای حل این معضل،تاریخ نگاران فمینیست « مساله محوری زن» را بشناسند و بر آن تاکید کنند. نویسنده بر این نکته تأکید داشت که بهتر است امکان وجود فرهنگی زنانه را در بطن فرهنگ عام و مشترک میان زن و مرد مورد توجه قرار دهیم. (Lerner /1981 / pp.178-9) این نخستین گام برای حرکت به سوی تاریخ جدید جهانی بود. تاریخ جامعی که از ترکیب تاریخ سنتی و تاریخ ویژه زنان به وجود آمده بود. با گذشت بیش از دو دهه پژوهش در حوزه تاریخ زنان ،امروز به دست آوردن اطلاعات در این حوزه برای علاقه مندان کار بسیار آسانی است . گسترش نشریاتی نظیر : « کارگاه تاریخ »،« مطالعات زنان »، «جنسیت و تاریخ » و « مروری بر تاریخ زنان »از یک سو،و رشد مطبوعات ویژه زنان از سوی دیگر ، نتیجه این تحقیقات را بیش از پیش در اختیار مخاطبان خود قرار می د... ادامه مطلب