جای گرفتن تفکر نیچه در درون پارادایمهای پیشامدرنیته، مدرنیته و پستمدرنیته همواره محل جدل و مناقشه بودهاست.
پیتر چایلدز و جان لچت او را فیلسوفی مدرن میداند. لارنس کهون در مجموعه ارزشمند «از مدرنیسم تا پست مدرنیسم» آرای او را در قالب دوره پیشامدرن طبقهبندی کرده است در حالی که به نظر او «نیچه فیلسوفی است که بیش از همه بر پست مدرنیسم تاثیر گذاشته است»(۱). دیوید لایون او را فیلسوفی پست مدرن میداند که «پیش از آنکه پسامدرنی در کار باشد پست مدرن بود» (۲) و جیانی واتیمو فیلسوف برجسته ایتالیایی نیز که در بخش پایانی کتاب پایان مدرنیته خود، در مقاله «نیهیلیسم و پست مدرن در فلسفه» به بررسی آرای نیچه میپردازد، به همین سیاق او را بانی پست مدرنیسم معرفی میکند.(۳)