صفحه نخست | درباره ما | کتابخانه PDF | وبلاگ نصور | آگهی در سایت | ارتباط با ما | جستجو
آگهی

 

پیوندها

برای درج پیوند وبسایت یا وبلاگ مرتبط با حوزه اندیشه خود، از طریق بخش تماس با ما اقدام فرمایید.

تجلی رنسانس در روح ماکیاولی :: مینا شاهمیری

ماکیاولی را باید شاهد نمونه وار دوران رنسانس به شمار آورد.
ارنست کاسیرر

شهرت شوم «نیکولو ماکیاولی» با گذشت بیش از ۴۵۰ سال از مرگ او، همچنان زبانزد همگان است؛ شهرتی که نام او را در مکر و حیله و تزویر در سیاست نزد دوستداران اخلاق در همه مکاتب منفور کرد و اسطوره او را از حد و مرز آثار و شخصیتش فراتر برد.


ماکیاولی اندیشمند، مورخ و دولتمرد نام آور ایتالیایی در زمان حیاتش مورد لعن کلیسا قرار گرفت. پس از مرگش، اسقف اعظم کلیسای کانتربری او را به خاطر نوشتن کتاب جنجال برانگیز «شهریار» با شیطان مقایسه کرد و یسوعیان قرن شانزدهم برای رها ساختن دنیا از افکار او تصاویرش را به آتش کشیدند. در طول پنج قرن گذشته آثار ماکیاولی در سراسر جهان جدل های بزرگی برانگیخته است و امروز او را به عنوان کسی که در اندیشه سیاسی انقلاب کرد و فلسفه سیاسی جدیدی را بنیان نهاد می شناسند. او نخستین اندیشمند سیاسی است که سیاست مدرن را در دوره رنسانس پی ریزی کرد؛ سیاستی که در تضاد با سنت اخلاق مسیحی اروپای قرون وسطی بود. ماکیاولی با تمام نبوغش نشان داد آنچه سیاستمداران در طول قرون و اعصار کرده بودند و نگفته بودند، با موشکافی و صراحت می توان بیان کرد و پرده از چهره واقعی سیاست برکشید.

نیکولو ماکیاولی در روز سوم ماه مه سال ۱۴۶۹میلادی در ایتالیا و در شهر فلورانس به دنیا آمد. در سراسر دوران حیاتش، ایتالیا کشوری بود تجزیه شده که به تعداد زیادی دولت ها و سرزمین های کوچک تقسیم می شد. در بسیاری از شهرهای ایتالیا دو نوع حکومت استبدادی و جمهوری به سرعت جانشین یکدیگر می شدند و روابط حکومت ها با یکدیگر خصمانه بود و بسیاری از مناطق زیر نظر کلیسای کاتولیک که مقر آن در رم بود، اداره می شدند. ماکیاولی از ۲۵ سالگی وارد کار دولتی شد و چهار سال بعد به عنوان دبیر دیوان دوم شهر فلورانس انتخاب شد و در دوران فعالیت های سیاسی اش به عنوان دیپلمات تجارب گسترده یی به دست آورد. برای شناخت و درک درست ماکیاولی اما باید او را در جهانی که اندیشه هایش در آن شکل گرفته است، بررسی کنیم. عصری که ماکیاولی در آن می زیست، گریزی از رنسانس نبود و همه چیز دستخوش تغییر و تحولی بنیادین می شد. نتیجه این تغییر و تحولات نیز انگشت اتهامی بود که به سوی دانشمندانی نظیر گالیله و کپرنیک، روحانیون مسیحی نظیر ولتر و کالون و سیاستمدارانی نظیر ماکیاولی نشانه می رفت. او که پس از سال ها خدمت به جمهوری فلورانس با قدرت گیری خاندان مدیچی ها کنار گذاشته شده بود پس از تحمل شکنجه و زندان به مزرعه یی تبعید شد تا آنچه را که در صحنه سیاست به انجام رسانیده بود مورد مطالعه قرار دهد و به باز اندیشی منظم تجارب خود بپردازد. «او در خلوت انزوای سال های آخر عمر خویش طرح کتاب عجیب و جنجال برانگیزش را ریخت؛ کتابی که همگان آن را خلاف مسیحیت، اخلاق، و انسانیت می دانستند اما در عمل، برای تامین منافع خود و رسیدن به اهداف شان بی سر و صدا آن را اجرا می کردند.»۱

هنگامی که ماکیاولی داوری نهایی خویش را درباره فرمانروایان و سیاستمداران در کتاب «شهریار» به ثبت رساند، معتقد بود ضعف اساسی همه آنها انعطاف ناپذیری در برابر اوضاع و احوال متغیر بوده است. او اندرزهایش را در این کتاب به دو بخش تقسیم می کند. اولین اندرز این است که بنیاد همه دولت ها باید بر اساس قوانین خوب و ارتش های شایسته گذاشته شود زیرا ارتش خوب مهم تر از قوانین خوب است. وجود قوانین بدون ارتش شایسته امکان پذیر نیست اما اگر ارتش خوب باشد، قوانین ناگزیر خوب است. ماکیاولی از میان مردان بزرگی که به ارتش های قدرتمند و قوانین پایبند بودند، کوروش و رومولوس را نام می برد و می گوید «اینان اگر سلحشور نمی بودند، نمی توانستند دیرزمانی نهادهای خود را محترم نگه دارند. پیروزی سیاسی هر پایه گذار دولت و هر قانونگذاری از پیروزی نظامی وی ناشی می شود. از این رو توازن و بقای هر سیاستی در جنگ فراهم می آید.»۲ با این وجود ماکیاولی طرفدار جنگ نیست و در هیچ جای نوشته هایش اثری از مدح بی چون و چرای جنگ وجود ندارد. او با تکرار گفته کلودیوس پونیتوس سردار رومی، معتقد است «جنگ ها تنها هنگامی درست هستند که ضروری باشند.»۳

اندرز مهم دیگری که او به فرمانروایان روزگار خود می دهد این است که گذشته از سپاهیان خوب، شهریاری که بخواهد به اوج افتخار و جاه برسد باید به پروراندن صفات لازم برای رهبری شاهانه در خویش همت بگمارد. هنگامی که ماکیاولی بحث درباره صفات نیک و بد شهریاران را آغاز می کند هشدار می دهد که «گرچه بسیاری در این باب چیزها نوشته اند اما من می خواهم از روش های دیگران بسیار فاصله بگیرم.»۴ به اعتقاد او پیروی از اخلاق همیشه طریق عقل نیست. او صفت شهریاران را آمادگی آنها برای هر کاری که ضرورت ایجاب کند، می داند. خواه آن کار منطبق با فضیلت باشد یا رذیلت. او می گوید؛ «چاره کار این است که شهریار به غایت دورو و پنهانکار بشود و بیاموزد که چگونه با حقه بازی آدمیان را گیج و سرگردان کند تا تظاهر و ریاکاری او را حقیقت بپندارند.» ۵

پس ماکیاولی به بی اخلاقی و توهین به ساحت کلیسا که در آن روزگار دستی بر سیاست داشت، متهم شد. او هیچ پاسخی برای سوالات احتمالی مخاطبانش در کتاب شهریار نداشت و این خاموشی بلیغ تر از سخن گفتنش بود؛ سکوتی که دوران ساز شد و مولود رنسانسی فراگیر بود. همان زمان که لوتر در فکر تغییر آیین ها و رسوم کلیسایی بود، ماکیاولی هم با انتقاد از قدرت پاپ دست به اصلاح اصول سیاسی می زند و به بیان تمایز میان امور سیاسی و مذهبی می پردازد. «آنچه سبب شد ماکیاولی تصویری غیراخلاقی از سیاست ارائه دهد، ماهیت غیرمقدس آن بود. در واقع او بر اساس استنباطی که از سیاست دارد، برای فراهم آوردن شرایط تحکیم دولت هر کاری را مجاز می داند به همین سبب سیاست را از هرگونه جنبه تقدس عاری می شمرد.»۶ این منطق در دوره رنسانس سنگ بنای انقلاب را در طرز تفکر قرون وسطایی که قدرت سیاسی را در اتحاد دین و سیاست می دانست، قرار داد. از زمان ماکیاولی به بعد این مساله قدرت سیاسی بی آنکه ضرورت مداخله قدرت دیگری مانند دستگاه پاپ برای تایید قدرت سیاسی و پشتیبانی از آن لازم باشد، مطرح شد و از آن هنگام سیاست به انسان ها بازگشت و نظام مسیحی به عقب رانده شد. این تحول درونی سیاست سبب شد سیاستمداران اعمال خود را فقط در رابطه با هدفی خاص توجیه کنند؛ هدفی بنا بر ماهیت سیاست و نه حقیقت. اما این بیان ماکیاولی به معنی نفی و مخالفت با مذهب نبود و حتی عقیده داشت پادشاهان و روسای جمهوری وظیفه دارند به بنیان های مذهبی احترام بگذارند و آن را از عوامل یکپارچگی جامعه و ثبات دولت می دانست. هرچند نام ماکیاولی با کتاب شهریار به شهرت رسید اما برای رسیدن به قضاوتی همه جانبه درباره آرا و نظرات او باید اثر مهم دیگرش به نام «گفتارها» را نیز مد نظر قرار داد. این کتاب که تعلیمات سیاسی ماکیاولی است، تجربه جمهوری روم قدیم را بهترین الگوی سیاسی برای اجرای قوانین و برقراری نظم می داند و هدف اصلی اش این بود که افکار بلند بنیانگذاران و قانونگذاران روم قدیم را برای مردم توضیح دهد و این تلاشی بود که در دامان رنسانس برای ظهور گذشته و تولد روزهای طلایی سیاست صورت گرفت. به هر تقدیر از دوره رنسانس تاکنون این راهی است که عالم سیاست پیموده و تا زمانی که سیاست، موضوع اشتغال فکری مردم باشد، نام ماکیاولی نیز در تاریخ زنده خواهد ماند.

پی نوشت ها:

۱- زرین کوب، عبدالحسین، تاریخ در ترازو، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۳، ص ۲۶۶
۲- جهانبگلو، رامین، ماکیاولی و اندیشه رنسانس، نشر مرکز، ۱۳۷۲، ص ۱۲
۳- ماکیاولی، نیکولو، شهریار، ترجمه داریوش آشوری، نشر پرواز، ۱۳۶۶، ص ۴۶
۴- اسکینر، کوئنتین، ماکیاولی، ترجمه عزت الله فولادوند، انتشارات طرح نو،۱۳۷۲، ص ۷۰
۵- همان، ص ۷۹
۶- ماکیاولی و اندیشه رنسانس، ص ۲۲

این مقاله در تاریخ پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۸۸، به بهانه سالروز تولد نیکولو ماکیاولی در روزنامه اعتماد منتشر شده است.


دوشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸
زیر مجموعه های سایت
» مجله سیاسی صلح جاویدان
» مجله فلسفی زیزفون
» مجله ادبی هیچستان
» مجله اجتماعی عرصه
» مجله پاورقی
» کتابخانه PDF
» وبلاگ الفبای سرخ
معرفی کتاب

ضـــرب فـــهم هــا

بهین اربابی

{خلاقیت های تودرتو/ نسبی و الفبایی/ نا ارزشی و عمومی؛ در تفکر و زبان
فهم ها / مفاهیم جدید- نو- تازه، از کجا می آیند؟
( زندگی و مرگ/ رشد فهم‌ها در شخص و فرهنگ و... )
جمع: ناخلاقیت (ریاضی/ مـنـطـق/ دستور/ … )}

خلاقیت/ ناخلاقیتِ تفکر

 BehinArbabi.com 

یادداشت هفته
راه اندازی کتابخانه PDF
با توجه به گسترش روزافزون سایت نصور و لزوم دستیابی آسان به مقاله ها و آرشیو کردن آنها توسط کاربران و مخاطبان، بر آن شدیم تا یک کتابخانه مجازی تدارک ببینیم. کتابخانه فعلی شامل یک سری مقاله و کتاب است که به صورت PDF تهیه و همانند مجله های سایت دسته بندی شده است.
در این آرشیو ارزشمند مقاله ها در یک فایل PDF و با رعایت بیشترین قواعد نگارشی و زیباشناختی متن و فرم ایجاد شده اند تا بتوانند به عنوان یک یادگار ماندگار از سایت نصور در کتابخانه دیجیتال شما جایی برای خودشان باز کنند.
آخرین مقالات PDF در کتابخانه
 
RSS
Copyright © ۲۰۱۰ Nasour.com All rights reserved
E-mail : info@nasour.net